twinkle with happiness
درخشش با خوشحالی
twinkle of hope
درخشش امید
in a twinkle (=in the twinkle of an eye)
در یک چشم به چشم (=در چشمک یک چشم)
the distant twinkle of the lights.
چراغ های چشمک زن دور.
There was not a star to twinkle hope and light to him.
هیچ ستارهای نبود که امیدی را بدرخاند و نوری به او ببخشد.
There was a mischievous twinkle in his eyes.
در چشمانش نگاهی شیطنتآمیز وجود داشت.
the lights twinkled in the distance.
چراغها در دوردست چشمک میزدند.
Her eyes twinkled with delight.
چشمانش از خوشحالی میدرخشیدند.
She twinkled her straight toes.
او انگشتان پا را به طور مستقیم چشمک زد.
The twinkle of distant town lights was very beautiful.
چشمک نورهای شهر دوردست بسیار زیبا بود.
eyes that twinkled with joy.
چشمی که از شادی میدرخشید.
From the twinkle in her eyes we know she is joking.
از نگاهش که چشمک میزند میفهمیم که شوخی میکند.
The diamond on her finger twinkled in the fire-light.
الماس روی انگشتش در نور آتش میدرخشید.
her eyes twinkled with irrepressible mischief.
چشمانش با شیطنت رامنشدنی برق میزد.
his sandalled feet twinkled over the ground.
پاهایش که با صندل پوشیده شده بود، روی زمین میدرخشید.
twinkled, then laughed and responded;
چشمک زد، سپس خندید و پاسخ داد.
Her dress is covered in sequin which twinkles as she moves.
لباس او با نگین پوشیده شده است که با حرکت او میدرخشد.
Maples, dogwoods, grape, and sumac twinkle and dance with particulate color in any little breeze, and the decorated twigs of sourwood trees swoop out like plump birds scattering.
کِشْمَشها، درختان گلسرده، انگور و سومات در هر نسیم ملایمی میدرخشند و میرقصند و شاخههای تزئینشده درختان سوروود مانند پرندگان چاق که پراکنده میشوند بیرون میزنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید