statistically

[ایالات متحده]/stə'tistikli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. مبتنی بر تحلیل آماری یا احتمال؛ به صورت آماری

عبارات و ترکیب‌ها

statistically significant

از نظر آماری معنی‌دار

statistically relevant

دار اهمیت آماری

statistically valid

معتبر از نظر آماری

statistically accurate

دقیق از نظر آماری

statistically analyze

تحلیل آماری

statistically significant result

نتیجه با اهمیت آماری

statistically significant difference

تفاوت از نظر آماری معنی‌دار

جملات نمونه

Results The difference between flying cadets and aircraftman in N score was statistically significant, but not in P,E,L score.

نتایج تفاوت بین دانش‌آموزان نظامی پرواز و خلبانان در امتیاز N از نظر آماری معنی‌دار بود، اما در امتیاز P،E،L نبود.

The mean Oswestry Disability Index questionnaire score of steroid-group's patients was statistically significant lower than that of the WFI-group at all postinjection re-evaluations.

میانگین نمره پرسشنامه شاخص ناتوانی Oswestry بیماران گروه استروئیدی به طور آماری نسبت به گروه WFI در همه ارزیابی های مجدد پس از تزریق، کمتر بود.

Statistically speaking, the chances of winning the lottery are extremely low.

با توجه به آمار، احتمال برنده شدن در لاتاری بسیار کم است.

Statistically, women tend to live longer than men.

بر اساس آمار، زنان معمولاً بیشتر از مردان عمر می کنند.

Statistically, students who study regularly perform better in exams.

بر اساس آمار، دانشجویانی که به طور منظم مطالعه می کنند، در امتحان بهتر عمل می کنند.

Statistically, most car accidents happen within a few miles of home.

بر اساس آمار، بیشتر تصادفات خودرو در فاصله کمی از خانه رخ می دهد.

Statistically, people who exercise regularly are less likely to develop heart disease.

بر اساس آمار، افرادی که به طور منظم ورزش می کنند، کمتر در معرض خطر ابتلا به بیماری قلبی قرار دارند.

Statistically, the majority of businesses fail within the first year of operation.

بر اساس آمار، اکثر کسب و کارها در سال اول فعالیت خود شکست می خورند.

Statistically, more accidents happen during rush hour traffic.

بر اساس آمار، بیشتر تصادفات در ساعات شلوغی ترافیک رخ می دهد.

Statistically, people who smoke are at a higher risk of developing lung cancer.

بر اساس آمار، افراد سیگاری بیشتر در معرض خطر ابتلا به سرطان ریه قرار دارند.

Statistically, students who get enough sleep tend to have better academic performance.

بر اساس آمار، دانشجویانی که به اندازه کافی می خوابند، معمولاً عملکرد تحصیلی بهتری دارند.

Statistically, the average person spends a significant amount of time on social media each day.

بر اساس آمار، اکثر افراد زمان قابل توجهی را در روز در رسانه های اجتماعی صرف می کنند.

نمونه‌های واقعی

That was a highly statistically significant distinction.

این یک تفاوت بسیار مهم از نظر آماری بود.

منبع: The Economist - Technology

With whatever it is, whether it's filled with ten people's epidemic, that driver gets sick statistically.

با هر چه که هست، چه پر از همه‌گیری ده نفر باشد، آن راننده به طور آماری بیمار می‌شود.

منبع: VOA Daily Standard November 2020 Collection

Statistically, people live longer if they own dogs.

به طور آماری، افرادی که سگ دارند عمر طولانی‌تری دارند.

منبع: "BBC Documentary: The Secret Life of Puppies"

They are what we call statistically independent events.

آنها چیزی هستند که ما به آنها رویدادهای مستقل آماری می‌گوییم.

منبع: Connection Magazine

How do you statistically measure an offensive guard?

چگونه یک مدافع تهاجمی را به طور آماری اندازه‌گیری می‌کنید؟

منبع: Connection Magazine

Statistically, not on the first try.

به طور آماری، نه در اولین تلاش.

منبع: TED Talks (Video Version) Bilingual Selection

Statistically speaking, I'm sure you have something to worry about.

از نظر آماری، مطمئن هستم شما چیزی برای نگرانی دارید.

منبع: The Big Bang Theory Season 6

Well, it's all good. Statistically unlikely.

خب، همه چیز خوب است. به احتمال زیاد آماری نیست.

منبع: The Big Bang Theory Season 1

It's something like 76%, which obviously is statistically impossible.

حدوداً 76 درصد است که بدیهی است از نظر آماری غیرممکن است.

منبع: Harvard Business Review

But, statistically, women cried 188 times while men only cried 44.

اما به طور آماری، زنان 188 بار گریه کردند در حالی که مردان فقط 44 بار گریه کردند.

منبع: Asap SCIENCE Selection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید