studiously

[ایالات متحده]/ˈstju:dɪəslɪ/
[بریتانیا]/'studɪəsli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. با توجه و تلاش دقیق، برنامه‌ریزی یا مطالعه دقیق.

عبارات و ترکیب‌ها

work studiously

زحمت بکشید

read studiously

مطالعه کنید

جملات نمونه

His expression remained studiously blank.

حالت چهره‌اش همچنان به طور حساب‌شده بی‌احساس بود.

I studiously avoided his company.

من به طور حساب‌شده از معاشرت با او اجتناب کردم.

She sat at her desk and studiously ignored me.

او پشت میزش نشست و کاملاً از من غافل شد.

He was looking studiously down to avoid meeting her eyes.

او به طور حساب‌شده به پایین نگاه می‌کرد تا از ملاقات با چشمان او خودداری کند.

She studied studiously for her upcoming exams.

او به طور حساب‌شده برای امتحانات پیش رویش مطالعه کرد.

He read the textbook studiously to prepare for the quiz.

او به طور حساب‌شده کتاب درسی را مطالعه کرد تا برای آزمون آماده شود.

The students listened studiously to the professor's lecture.

دانشجویان به طور حساب‌شده به سخنرانی استاد گوش دادند.

She practiced the piano studiously every day to improve her skills.

او هر روز به طور حساب‌شده پیانو تمرین می‌کرد تا مهارت‌های خود را بهبود بخشد.

The researchers analyzed the data studiously to draw accurate conclusions.

محققان داده‌ها را به طور حساب‌شده تجزیه و تحلیل کردند تا نتیجه‌گیری‌های دقیقی به دست آورند.

He observed the behavior of the animals studiously to understand their habits.

او رفتار حیوانات را به طور حساب‌شده مشاهده کرد تا عادت‌های آنها را درک کند.

The chef followed the recipe studiously to create a delicious dish.

سرآشپز دستور غذا را به طور حساب‌شده دنبال کرد تا یک غذای خوشمزه درست کند.

She painted the portrait studiously, paying attention to every detail.

او پرتره را به طور حساب‌شده نقاشی کرد و به هر جزئیتی توجه کرد.

The students worked studiously on their group project to achieve a high grade.

دانشجویان به طور حساب‌شده روی پروژه گروهی خود کار کردند تا نمره بالایی کسب کنند.

He researched the topic studiously before writing his thesis.

او قبل از نوشتن پایان‌نامه خود، موضوع را به طور حساب‌شده بررسی کرد.

نمونه‌های واقعی

Blair's delivery here seems studiously slow.

تحویل بلیر در اینجا به نظر می رسد به طور دقیق و کند.

منبع: The secrets of body language.

Most of the time, pods studiously ignore each another.

بیشتر اوقات، پادها به طور دقیق یکدیگر را نادیده می گیرند.

منبع: 2023-37

I very studiously avoided any mention of body image in this book.

من به طور دقیق از هرگونه اشاره به تصویر بدنی در این کتاب خودداری کردم.

منبع: Sway

Morison studiously avoided, yet the impression derived by a listener to the Hon.

موریزون به طور دقیق از آن اجتناب کرد، با این حال، تأثیری که یک شنونده از نظر محترم به دست آورد.

منبع: Son of Mount Tai (Part 2)

I feel like I somewhat studiously avoid looking at advertisements.

احساس می کنم که تا حدودی به طور دقیق از نگاه کردن به تبلیغات اجتناب می کنم.

منبع: Money Earth

But my signals had been studiously obeyed, and the man passed on in undisturbed serenity.

اما سیگنال های من به طور دقیق اطاعت شده بودند و مرد با آرامش دستخوش تغییر نشد.

منبع: Amateur Thief Rafiz

Duncan seized a pile of the sassafras, which he drew before the passage, studiously concealing every appearance of an aperture.

دانکان دسته ای از درخت ساسافراس را گرفت و آن را قبل از راهرو کشید و به طور دقیق از نشان دادن هرگونه سوراخ جلوگیری کرد.

منبع: The Last of the Mohicans (Part One)

Matilda could not but remark his indifference: He was conscious that She remarked it, and fearing her reproaches, shunned her studiously.

متیلدا نمی توانست از بی تفاوتی او غافل نشود: او می دانست که او به آن اشاره کرده است و از ترس سرزنش های او، به طور دقیق از او اجتناب می کرد.

منبع: Monk (Part 2)

But perhaps he will not come; he may write, or he may come himself, and studiously abstain from meeting me—he did when he went away.

اما شاید او نیاید؛ شاید بنویسد یا خودش بیاید و به طور دقیق از ملاقات با من خودداری کند - او این کار را کرد وقتی رفت.

منبع: Oliver Twist (Original Version)

It was a remedy to prolong life, and not only Paracelsus, but his predecessors Galen, Arnold of Villanova, and Raymond Lulli, had laboured studiously to discover it'.

این یک درمان برای طولانی کردن زندگی بود و نه تنها پاراسلوس، بلکه پیشینیان او، جالینوس، آرنولد ویلانووا و ریموند لولی، به طور دقیق برای کشف آن تلاش کرده بودند.

منبع: Magician

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید