rolling suitcase
چمدان چرخدار
a pocket in the suitcase for incidentals.
یک جیب در چمدان برای موارد متفرقه.
The suitcase is fairly heavy.
چمدان نسبتاً سنگین است.
a suitcase with a false bottom; false promises.
یک کیف با تهویه کاذب؛ وعدههای دروغین
Your suitcase is five kilograms overweight.
چمدان شما پنج کیلوگرم اضافه وزن دارد.
two suitcases flung anyhow.
دو کیف که به هر حال پرتاب شدند.
Will the suitcase go into the trunk of your car?
آیا کیف دستی در صندوق عقب ماشین شما جا میشود؟
cop hold of the suitcase, I'm off.
چنانچه پلیس کیف را در دست بگیرد، من میروم.
a tight suitcase; a tight weave.
یک کیف محکم؛ یک بافت محکم.
The suitcase wouldn't take another thing.
کیف دستی جایی برای چیز دیگری نداشت.
The suitcase liner is a piece of soft cloth.
آستر چمدان قطعهای از پارچه نرم است.
she began to lug her suitcase down the stair.
او شروع به کشیدن چمدانش به سمت پلهها کرد.
a suitcase that had been jammed with clothes.
کیفی که با لباسها پر شده بود.
I've got packing a suitcase down to a science.
من بستهبندی چمدان را به یک علم تبدیل کردهام.
Let's see, which suitcase should we take?
ببینیم، کدام کیف دستی را باید برداریم؟
This suitcase will carry enough clothes for a week.
این کیف دستی لباسهای کافی برای یک هفته را حمل میکند.
A suitcase is enough to take your clothes with you on holiday.
یک کیف دستی برای بردن لباسهایتان در تعطیلات کافی است.
You can check your suitcases in at the desk.
میتوانید چمدانهای خود را در پیشخوان تحویل دهید.
sat on the lid of the suitcase to compress the clothes;
روی در چمدان نشست تا لباسها را فشرده کند;
This suitcase looks heavy but actually it is very light.
این کیف دستی سنگ به نظر میرسد اما در واقعیت بسیار سبک است.
He lifted the suitcases up.
او چمدانها را بلند کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید