swaggeringly cool
به طرز اغراقآمیزی خونسرد
swaggeringly bold
به طرز اغراقآمیزی جسور
swaggeringly confident
به طرز اغراقآمیزی با اعتماد به نفس
swaggeringly stylish
به طرز اغراقآمیزی شیک
swaggeringly proud
به طرز اغراقآمیزی مغرور
swaggeringly unique
به طرز اغراقآمیزی منحصر به فرد
swaggeringly fearless
به طرز اغراقآمیزی بیباک
swaggeringly charming
به طرز اغراقآمیزی جذاب
swaggeringly rich
به طرز اغراقآمیزی ثروتمند
swaggeringly talented
به طرز اغراقآمیزی با استعداد
he walked swaggeringly into the room, drawing everyone's attention.
او با اعتماد و تکبر وارد اتاق شد و توجه همه را به خود جلب کرد.
she spoke swaggeringly about her accomplishments, making others envious.
او با اعتماد و تکبر در مورد دستاوردهای خود صحبت کرد و باعث حسادت دیگران شد.
the athlete swaggeringly celebrated his victory, basking in the glory.
ورزشکار با اعتماد و تکبر پیروزی خود را جشن گرفت و از این پیروزی لذت برد.
they swaggeringly paraded through the streets after the big win.
آنها پس از پیروزی بزرگ با اعتماد و تکبر در خیابانها رژه رفتند.
he swaggeringly claimed he could outsmart anyone in the room.
او با اعتماد و تکبر ادعا کرد که میتواند از هر کسی در اتاق پیشی بگیرد.
she swaggeringly flaunted her new designer handbag at the party.
او با اعتماد و تکبر کیف دستی جدیدش را در مهمانی به نمایش گذاشت.
the band swaggeringly took the stage, ready to rock the crowd.
گروه با اعتماد و تکبر روی صحنه رفت و آماده بود تا جمعیت را تکان دهد.
he swaggeringly dismissed the critics, confident in his vision.
او با اعتماد و تکبر منتقدان را نادیده گرفت و به دیدگاه خود اطمینان داشت.
she swaggeringly entered the competition, knowing she was the best.
او با اعتماد و تکبر وارد مسابقه شد، زیرا میدانست بهترین است.
the ceo swaggeringly announced the company's record profits.
مدیر عامل با اعتماد و تکبر اعلام کرد که سود شرکت به رکوردی جدید رسیده است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید