tactic

[ایالات متحده]/ˈtæktɪk/
[بریتانیا]/ˈtæktɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. روش، استراتژی، تاکتیک‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

tactical approach

رویکرد تاکتیکی

جملات نمونه

the tactics of positional attack

تاکتیک‌های حمله موقعیت‌محور

we will confound these tactics by the pressure groups.

ما این تاکتیک‌ها را با فشار گروه‌ها هم‌ریشگی خواهیم کرد.

their tactics worked a treat.

تاکتیک‌های آنها بسیار مؤثر بودند.

tactics of -ling away

تاکتیک‌های -لینگ دور کردن

one's tactics in winning the election

تاکتیک‌های یک نفر در برنده شدن در انتخابات

The general's tactics were successful.

تاکتیک‌های ژنرال موفقیت‌آمیز بود.

the cat-and-mouse tactics of the interrogators.

تاکتیک‌های گربه و موش بازجویان.

highly skilful in his tactics

بسیار ماهر در تاکتیک هایش

He decided to switch tactics.

او تصمیم گرفت تاکتیک‌ها را تغییر دهد.

His strong-arm tactics paid off.

تاکتیک‌های زورگویش نتیجه بخش بود.

I refuse to stoop to such bullying tactics.

من از پذیرش چنین تاکتیک های زورگویانه امتناع می کنم.

their tactics bear the stamp of Soviet military training.

تاکتیک‌های آنها نشانه‌ای از آموزش نظامی شوروی دارد.

these tactics go against many of our instincts.

این تاکتیک‌ها برخلاف بسیاری از غرایز ما است.

tactics used to stay in power.

تاکتیک‌های مورد استفاده برای حفظ قدرت.

It is shown in the numerical study that the application of oddment tactic can reduce cost.

در مطالعه عددی نشان داده شده است که استفاده از تاکتیک ضایعاتی می تواند هزینه ها را کاهش دهد.

Tactics is a required course at all military academies.

تاکتیک یک درس اجباری در تمام آکادمی‌های نظامی است.

They planned the tactics for the next day's battle.

آنها تاکتیک‌ها را برای نبرد روز بعد برنامه‌ریزی کردند.

Longer races demand different tactics.

مسابقات طولانی‌تر نیازمند تاکتیک‌های متفاوت هستند.

The coach was criticized for his negative tactics.

مربی به خاطر تاکتیک‌های منفی مورد انتقاد قرار گرفت.

tactics like those of the colonel would have been an invitation to disaster.

تاکتیک‌هایی مانند تاکتیک‌های سرهنگ، دعوت به فاجعه می‌شد.

نمونه‌های واقعی

Or they may use emotionally aggressive tactics with each other.

یا ممکن است از تاکتیک‌های تهاجمی عاطفی با یکدیگر استفاده کنند.

منبع: CET-6 Listening Past Exam Questions (with Translations)

By using the same tactics that we use.

با استفاده از همان تاکتیک‌هایی که ما استفاده می‌کنیم.

منبع: TED Talks (Video Version) Bilingual Selection

This is why most economists support anti-trust laws that promote competition and outlaw anti-competitive tactics.

به همین دلیل است که بیشتر اقتصاددانان از قوانین ضد انحصار که رقابت را ترویج کرده و تاکتیک‌های ضد رقابتی را ممنوع می‌کند، حمایت می‌کنند.

منبع: Economic Crash Course

Albeit employing different tactics, various malign actors are looking to create more influence in vulnerable countries.

با وجود استفاده از تاکتیک‌های مختلف، بازیگران مخرب متعددی به دنبال ایجاد نفوذ بیشتر در کشورهای آسیب‌پذیر هستند.

منبع: VOA Daily Standard August 2020 Collection

'Cause yes, that is a valid tactic.

چون بله، آن یک تاکتیک معتبر است.

منبع: Connection Magazine

They have very different tactics in campaigning.

آنها تاکتیک‌های بسیار متفاوتی در کمپین دارند.

منبع: BBC Listening of the Month

Still not certain it was the right tactic.

هنوز مطمئن نیستم که تاکتیک درستی بود.

منبع: Ozark.

This time the bear's scare tactics just don't work.

این بار تاکتیک‌های ترس‌آفرینی خرس جواب نمی‌دهد.

منبع: North American Great Plains - Wild New World

But I was forced to resort to various tactics.

اما مجبور شدم به تاکتیک‌های مختلف متوسل شوم.

منبع: Modern University English Intensive Reading (2nd Edition) Volume 1

This is a common tactic used by anti-semetic and alt-right groups.

این یک تاکتیک رایجی است که توسط گروه‌های یهودی‌ستیز و آلتر-راست استفاده می‌شود.

منبع: 2018 Best Hits Compilation

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید