develop a plan
تدوین یک برنامه
follow the plan
دنبال کردن برنامه
execute the plan
اجرای برنامه
create a plan
ایجاد یک برنامه
strategic plan
برنامه استراتژیک
plan for
برنامهریزی برای
in plan
در برنامه
development plan
برنامه توسعه
plan on
برنامهریزی برای
tentative plan
برنامه موقت
production plan
برنامه تولید
action plan
برنامه عملی
business plan
برنامه کسب و کار
general plan
برنامه کلی
teaching plan
برنامه آموزشی
construction plan
برنامه ساخت و ساز
marketing plan
برنامه بازاریابی
master plan
برنامه اصلی
overall plan
برنامه کلی
control plan
برنامه کنترل
project plan
برنامه پروژه
management plan
برنامه مدیریت
work plan
برنامه کاری
training plan
برنامه آموزشی
a plan of attack.
یک طرح حمله
the plan of a story.
طرح یک داستان
The plan was a success.
طرح موفقیتآمیز بود.
The plan is secret.
طرح مخفی است.
The plan was made in secrecy.
طرح به صورت مخفیانه انجام شد.
a fuzzy plan of action.
یک طرح اقدام مبهم
the ground plan for an invasion.
برنامه زمین برای یک حمله.
a sixfold plan of action.
یک طرح شش وجهی اقدام
a mature plan of action.
یک طرح بالغانه اقدام
set the plan in motion.
طرح را به حرکت درآورید.
It's evident that the plan is impracticable.
واضح است که طرح غیرعملی است.
a sectional plan of a building
یک طرح مقطعی از یک ساختمان
a plan whereby to escape
یک طرح برای فرار
the plans of a building
طرح های یک ساختمان
a plan ripe for execution
یک طرح آماده اجرا
They plan to buy a house.
آنها قصد دارند خانهای بخرند.
a plan without substance.
یک طرح بدون محتوا.
A plan was brought forward.
یک طرح مطرح شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید