taking

[ایالات متحده]/ˈteɪkɪŋ/
[بریتانیا]/ˈtekɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. جذاب; فریبنده
adv. جذابانه
n. جذابیت; charm

عبارات و ترکیب‌ها

taking a break

استراحت دادن

taking a shower

حمام کردن

taking notes

یادداشت‌برداری

taking medicine

دارو خوردن

taking a walk

قدم زدن

taking up

اشغال کردن

taking off

در حال بلند شدن

taking out

بیرون آوردن

for the taking

برای تصاحب

taking down

تیراندازی

taking a bath

حمام کردن

risk taking

خطرپذیری

taking root

جذر انداختن

profit taking

به دست آوردن سود

deposit taking

دریافت سپرده

turn taking

نوبت گرفتن

جملات نمونه

the taking of life.

گرفتن جان

the takings of a shop

درآمد یک مغازه

he was taking notes.

او داشت یادداشت‌برداری می‌کرد.

taking an overtly subversive approach

گرفتن رویکردی آشکارا زیرپوستي

There’s no sense in taking unnecessary risks.

هیچ فایده‌ای در به خطر انداختن غیرضروری ندارد.

taking the baby out for an airing.

بیرون بردن نوزاد برای هوایی شدن.

more women are taking to the bottle .

خانم‌های بیشتری به سمت بطری می‌روند.

taking loads of charlie.

مصرف زیاد چارلی.

taking each and every opportunity.

بهره‌گیری از هر فرصت.

forbearance from taking action.

خودداری از انجام اقدام.

taking the law into their own hands.

تصمیم‌گیری به دست گرفتن قانون.

you're taking a long chance.

شما یک شانس طولانی می‌گیرید.

he'd been taking medication for depression.

او برای افسردگی دارو مصرف کرده بود.

those taking a punt on the company's success.

کسانی که روی موفقیت شرکت شرط بندی می کنند.

difficult work, taking great skill.

کار دشوار، نیاز به مهارت زیاد.

not everyone's on the social and taking drugs.

همه در شبکه‌های اجتماعی نیستند و مواد مخدر مصرف نمی‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید