fetching

[ایالات متحده]/'fetʃɪŋ/
[بریتانیا]/'fɛtʃɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. جذاب; فریبنده; دلربا

عبارات و ترکیب‌ها

a fetching smile

لبخندی جذاب

fetch in

وارد کردن

fetch up

به دست آوردن

fetch and carry

گرفتن و بردن

fetch out

بیرون آوردن

fetch information

جمع آوری اطلاعات

جملات نمونه

a fetching new hairstyle.

یک مدل موی جدید و جذاب

a fetching little garment of pink satin.

یک لباس کوچک و جذاب از ساتن صورتی

he made a great to-do about fetching a cup.

او به خاطر آوردن یک فنجان سر و صدا زیادی به پا کرد.

You look very fetching in that hat with the purple dress.

شما در آن کلاه با لباس بنفش بسیار جذاب به نظر می رسید.

Her whole morning was spent in fetching and carrying.

صبح او کاملاً صرف رفت و آمد شد.

She's been fetching up all morning.

او تمام صبح در حال جمع کردن بوده است.

Property in the area is now fetching ridiculously high prices.

املاک در این منطقه اکنون با قیمت های به طرز مضحکی بالا فروخته می شوند.

It is dogs life all right. This game is about training a dog to do doggy things like fetching newspapers, catching intruders and well, potty training the goofy woofy!

زندگی سگ ها همین است، درست است. این بازی در مورد آموزش سگ برای انجام کارهای سگ مانند آوردن روزنامه، گرفتن متجاوزین و خب، آموزش دستشویی به سگ احمق و پارس کننده است!

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید