returning

[ایالات متحده]/rɪˈtɜːnɪŋ/
[بریتانیا]/rɪˈtɜrnɪŋ/

ترجمه

v. بازگشتن؛ برگرداندن؛ بازیابی کردن یا بازگرداندن؛ پس دادن؛ جبران کردن

عبارات و ترکیب‌ها

returning home

بازگشت به خانه

returning call

تماس مجدد

returning customers

بازگشت مشتریان

returning soon

به زودی باز می‌گردم

returning favor

بازپرداخت لطف

returning traffic

بازگشت ترافیک

returning officer

بازگشت افسر

returning players

بازگشت بازیکنان

returning package

بازگشت بسته

returning visit

بازدید مجدد

جملات نمونه

we're excited about their returning to the team after a long injury.

ما از بازگشت آنها به تیم پس از آسیب طولانی مدت هیجان زده هستیم.

the train is returning to the station after a brief stop.

قطار پس از توقف کوتاه در حال بازگشت به ایستگاه است.

are you returning from your vacation soon?

آیا به زودی از تعطیلات خود باز می گردید؟

the investment is returning a significant profit this year.

سرمایه گذاری امسال سود قابل توجهی را به همراه دارد.

he is returning the book to the library tomorrow.

او فردا کتاب را به کتابخانه باز می گرداند.

the economy is slowly returning to normal after the pandemic.

اقتصاد به آرامی پس از همه‌گیری به حالت عادی باز می‌گردد.

she is returning the favor for all his help.

او در ازای تمام کمک هایش لطف را باز می گرداند.

the lost dog is returning home after being missing for days.

سگ گم شده پس از چند روز غیبت به خانه باز می گردد.

the company is returning to in-person meetings next month.

شرکت ماه آینده به جلسات حضوری باز می گردد.

he's returning fire after being shot at.

او پس از مورد اصابت گلوله قرار گرفتن آتش باز می گرداند.

the ship is returning to port after a long voyage.

کشتی پس از یک سفر طولانی به بندر باز می گردد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید