The tedium of data entry can be alleviated with automation.
میتوان با خودکارسازی، خستگی ناشی از وارد کردن دادهها را کاهش داد.
Watching paint dry is often used as a metaphor for extreme tedium.
تماشای خشک شدن رنگ اغلب به عنوان استعارهای برای خستگی شدید استفاده میشود.
The repetitive nature of the task led to feelings of tedium among the workers.
ماهیت تکراری این کار منجر به ایجاد احساس خستگی در بین کارگران شد.
Long meetings can sometimes devolve into tedium.
جلسات طولانی گاهی اوقات میتوانند به خستگی تبدیل شوند.
The tedium of waiting in line was unbearable.
خستگی ناشی از انتظار در صف غیرقابل تحمل بود.
She tried to combat the tedium of her daily commute by listening to podcasts.
او سعی کرد با گوش دادن به پادکستها، خستگی ناشی از رفت و آمد روزانه خود را از بین ببرد.
The tedium of paperwork made the job less appealing.
خستگی ناشی از کارهای اداری، این شغل را کمتر جذاب کرد.
To break up the tedium, they decided to take a short break and go for a walk.
برای شکستن خستگی، آنها تصمیم گرفتند استراحت کوتاهی کنند و برای پیادهروی بروند.
The tedium of studying for exams can be overwhelming at times.
خستگی ناشی از مطالعه برای امتحان گاهی اوقات میتواند طاقتفرسا باشد.
He found solace in music to alleviate the tedium of his daily routine.
او برای رفع خستگی ناشی از برنامه روزانه خود، آرامش را در موسیقی یافت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید