thrill

[ایالات متحده]/θrɪl/
[بریتانیا]/θrɪl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. احساس قوی از هیجان، ترس یا شادی
vt. & vi. برانگیختن یا تحریک کردن (کسی)

عبارات و ترکیب‌ها

feel the thrill

احساس هیجان

thrill seeker

افرینشگر هیجان

جملات نمونه

the thrill of the chase.

هیجان تعقیب

a thrilling climax to the game.

یک اوج هیجان‌انگیز در جریان بازی.

hotsy-totsy rhythms thrill the air.

ریتم‌های هوتسی-توتسی، هوا را هیجان‌زده می‌کنند.

she had felt the thrill of a sexual attraction.

او احساس هیجان یک میل جنسی را کرده بود.

the thrill of jumping out of an aeroplane.

هیجان پریدن از هواپیما.

a thrill of excitement ran through her.

هیجان در وجود او جاری شد.

We thrilled at the good news.

ما از شنیدن این خبر خوب هیجان‌زده شدیم.

a thrill-packed television series.

یک مجموعه تلویزیونی هیجان انگیز

thrilled by their success;

با موفقیت آنها هیجان‌زده بودند;

a gripping political thriller

یک تریلر سیاسی جذاب

Her voice thrilled the listeners.

صدای او شنوندگان را هیجان‌زده کرد.

This stadium has seen many thrilling football matches.

این استادیوم شاهد بسیاری از مسابقات فوتبال هیجان انگیز بوده است.

She gave a thrilling account of her life in the jungle.

او شرح هیجان‌انگیزی از زندگی خود در جنگل ارائه داد.

a thriller that maximizes the potential of its locations.

یک تریلر که پتانسیل مکان‌های آن را به حداکثر می‌رساند.

a stylish offbeat thriller which occasionally meanders.

یک تریلر شیک و غیرمعمول که گاهی اوقات منحرف می‌شود.

he thrilled his audience with vocal pyrotechnics.

او با نمایش‌های آوازی، مخاطبان خود را هیجان‌زده کرد.

I'm thrilled to bits .

من خیلی هیجان‌زده‌ام.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید