throwaway

[ایالات متحده]/'θrəʊəweɪ/
[بریتانیا]/'θroəwe/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بروشور یا کتابچه تبلیغاتی که یک بار استفاده می‌شود و سپس دور انداخته می‌شود.

جملات نمونه

we live in a throwaway society.

ما در یک جامعه دورریختنی زندگی می‌کنیم.

throwaway children living on the streets.

کودکان دورریختنی که در خیابان‌ها زندگی می‌کنند.

Some people overreacted to what was only a throwaway remark.

برخی از افراد نسبت به آنچه فقط یک اظهار نظر گذرا بود، واکنش نشان دادند.

some people overreacted to a few throwaway lines.

برخی از افراد نسبت به چند خط گذرا واکنش نشان دادند.

' What gives a better impression of the Giggs years of overachievement at Manchester United is his blase, throwaway remark about Arsenal and Chelsea's success in the past three seasons.

آنچه تصویری بهتر از سال‌های موفقیت بیش از حد گیگز در منچستر یونایتد به دست می‌دهد، این اظهار نظر بی‌خیال و بی‌ارزش او در مورد موفقیت آرسنال و چلسی در سه فصل گذشته است.

نمونه‌های واقعی

We can turn the most luxuriant forests into throwaway paper products.

ما می‌توانیم حاصلخیزترین جنگل‌ها را به محصولات کاغذی یکبار مصرف تبدیل کنیم.

منبع: CET-6 Listening Past Exam Questions (with Translations)

Crystal Dreisbach is fed up with trash produced from throwaway food containers.

کریستال درایسباخ از زباله‌های تولید شده از ظروف غذایی یکبار مصرف خسته شده است.

منبع: PBS Interview Environmental Series

Yesterday I was surprised to see Mary using that washing machine you're going to throwaway.

دیروز با دیدن مری که از آن ماشین لباسشویی که قصد دور انداختن آن را دارید استفاده می‌کرد، تعجب کردم.

منبع: CET-6 Listening Past Exam Questions (with Translations)

And is the problem too many people or the throwaway culture of too many things?

آیا مشکل این است که افراد زیادی وجود دارد یا فرهنگ دور انداختن چیزهای زیاد؟

منبع: Science in 60 Seconds Listening March 2013 Collection

They have become a ubiquitous part of daily life and a part of our throwaway culture.

آنها به بخش جدایی ناپذیر از زندگی روزمره و بخشی از فرهنگ دور انداختن ما تبدیل شده اند.

منبع: The Chronicles of Novel Events

A new book makes the argument for being the careful kind of writer, even in informal, throwaway messages.

یک کتاب جدید استدلال می‌کند که حتی در پیام‌های غیررسمی و یکبار مصرف، نویسنده باید با دقت عمل کند.

منبع: The Economist (Summary)

When you describe a society as a throwaway society, you are probably criticising that behaviour, or showing your disapproval.

وقتی جامعه‌ای را به عنوان یک جامعه دور انداختنی توصیف می‌کنید، احتمالاً آن رفتار را مورد انتقاد قرار می‌دهید یا نارضایتی خود را نشان می‌دهید.

منبع: BBC Listening September 2017 Collection

If I hadn't been present at that table, I never would have heard that throwaway line about the hot dog.

اگر در آن لحظه در آن میز حضور نداشتم، هرگز آن جمله یکبار مصرف در مورد هات داگ را نمی‌شنیدم.

منبع: TED Talks (Video Edition) November 2022 Collection

What do we learn about throwaway e-mail addresses?

ما در مورد آدرس‌های ایمیل یکبار مصرف چه چیزی یاد می‌گیریم؟

منبع: TEM-8 Listening 800 Questions

But Captain Moore says it's our throwaway society that needs to change.

اما کاپیتان مور می‌گوید که فرهنگ دور انداختن ماست که باید تغییر کند.

منبع: CNN 10 Student English August 2017 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید