tide

[ایالات متحده]/taɪd/
[بریتانیا]/taɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بالا و پایین رفتن دریا؛ یک روند یا جریان
vt. با جزر و مد حرکت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

high tide

جزر و مد

low tide

مد جزر

incoming tide

جزر و مد دریا

outgoing tide

مد دریا

changing tide

تغییر جزر و مد

spring tide

جزر و مد بهاری

neap tide

جزر نهالی

turn the tide

تغییر روند

red tide

جزر سرخ

tide over

جزر و مد برتر

time and tide

زمان و جزر و مد

rising tide

جزر و مد رو به بالا

flood tide

جزر و مد سیل

at high tide

در زمان جزر دریا

storm tide

جزر و مد طوفانی

ebb tide

ebb tide

tide level

سطح جزر و مد

double tides

جزر و مد دوگانه

tide gauge

ساعت جزر و مد

astronomical tide

جزر و مد نجومی

جملات نمونه

The tide is making.

جزر و مد در حال افزایش است.

The tide is on the ebb.

جزر و مد در حال کاهش است.

The tide is down.

مد پایین است.

a flood tide of fears.

جزر و مدی از ترس

the tide began to ebb.

جزر و مد شروع به کاهش کرد.

the high tide of nationalism.

اوج ملی گرایی.

a tide of militant nationalism

یک موج ملی‌گرایی مبارزانه

the tide was going out.

مد در حال پایین رفتن بود.

the rising tide of crime.

جزر و مد فزاینده جنایت.

The tide is making now.

جزر و مد اکنون در حال افزایش است.

tide over a difficulty

غلبه بر مشکل با کمک جزر و مد

The tide was at its height.

جزر و مد در بالاترین حد خود بود.

a high tide mark; a high tide departure.

علامت جزر و مد بالا؛ خروج جزر و مد بالا.

a low tide mark; a low tide departure.

علامت جزر و مد پایین؛ خروج جزر و مد پایین.

atmospheric tide; the tides that wrack Saturn's moons.

جزر و مد جوی؛ جزر و مدی که قمرهای زحل را در هم می‌کوبد.

I knew the tide would be on the ebb .

من می‌دانستم که جزر و مد در حال کاهش است.

at low tide the sands are exposed.

در زمان جزر دریا، ماسه‌ها نمایان می‌شوند.

at high tide you have to go inland.

در زمان جزر و مد بالا باید به داخل بروید.

islets visible at low tide .

جزایر قابل مشاهده در زمان جزر و مد.

an attempt to stem the rising tide of unemployment.

تلاش برای مهار جزر و مد فزاینده بیکاری.

نمونه‌های واقعی

We moored in and waited for a high tide.

ما در آنجا پهلو گرفتیم و منتظر یک جزر و مد بالا ماندیم.

منبع: New Concept English: Vocabulary On-the-Go, Book Three.

Time and tide wait for no man.

زمان و جزر و مد برای هیچ کس صبر نمی کنند.

منبع: Lai Shixiong Advanced English Vocabulary 3500

Oh if it's a very high tide.

اوه اگر جزر و مد خیلی بالا باشد.

منبع: Gourmet Base

And one of those effects might be the tides.

و یکی از آن اثرات ممکن است جزر و مد باشد.

منبع: Science in 60 Seconds Listening Compilation November 2016

The loss of the battle for Stalingrad finally turned the tide against Hitler.

شکست نبرد استالینگراد سرانجام ورق را بر علیه هیتلر برگشت.

منبع: New Version of University English Comprehensive Course 4

We're bucking the tide, acting consciously and succeeding only a little.

ما در خلاف جریان جزر و مد هستیم، آگاهانه عمل می کنیم و فقط کمی موفق می شویم.

منبع: Modern University English Intensive Reading (2nd Edition) Volume 4

The moon, the tides, the seasons, or the sun?

ماه، جزر و مد، فصول یا خورشید؟

منبع: CNN 10 Student English of the Month

Down we follow the tide as Colombian police stand calmly by.

ما در پایین جریان جزر و مد را دنبال می کنیم زیرا پلیس کلمبیا با آرامش کنار ایستاده است.

منبع: CNN 10 Student English March 2019 Collection

The reality is a tide of human misery.

واقعیت یک سیل از بدبختی انسان است.

منبع: The Economist (Summary)

Potentially, they could turn the tide.

به طور بالقوه، آنها می توانند ورق را برگردانند.

منبع: CNN Selected October 2015 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید