high tide
جزر و مد
low tide
مد جزر
incoming tide
جزر و مد دریا
outgoing tide
مد دریا
changing tide
تغییر جزر و مد
spring tide
جزر و مد بهاری
neap tide
جزر نهالی
turn the tide
تغییر روند
red tide
جزر سرخ
tide over
جزر و مد برتر
time and tide
زمان و جزر و مد
rising tide
جزر و مد رو به بالا
flood tide
جزر و مد سیل
at high tide
در زمان جزر دریا
storm tide
جزر و مد طوفانی
ebb tide
ebb tide
tide level
سطح جزر و مد
double tides
جزر و مد دوگانه
tide gauge
ساعت جزر و مد
astronomical tide
جزر و مد نجومی
The tide is making.
جزر و مد در حال افزایش است.
The tide is on the ebb.
جزر و مد در حال کاهش است.
The tide is down.
مد پایین است.
a flood tide of fears.
جزر و مدی از ترس
the tide began to ebb.
جزر و مد شروع به کاهش کرد.
the high tide of nationalism.
اوج ملی گرایی.
a tide of militant nationalism
یک موج ملیگرایی مبارزانه
the tide was going out.
مد در حال پایین رفتن بود.
the rising tide of crime.
جزر و مد فزاینده جنایت.
The tide is making now.
جزر و مد اکنون در حال افزایش است.
tide over a difficulty
غلبه بر مشکل با کمک جزر و مد
The tide was at its height.
جزر و مد در بالاترین حد خود بود.
a high tide mark; a high tide departure.
علامت جزر و مد بالا؛ خروج جزر و مد بالا.
a low tide mark; a low tide departure.
علامت جزر و مد پایین؛ خروج جزر و مد پایین.
atmospheric tide; the tides that wrack Saturn's moons.
جزر و مد جوی؛ جزر و مدی که قمرهای زحل را در هم میکوبد.
I knew the tide would be on the ebb .
من میدانستم که جزر و مد در حال کاهش است.
at low tide the sands are exposed.
در زمان جزر دریا، ماسهها نمایان میشوند.
at high tide you have to go inland.
در زمان جزر و مد بالا باید به داخل بروید.
islets visible at low tide .
جزایر قابل مشاهده در زمان جزر و مد.
an attempt to stem the rising tide of unemployment.
تلاش برای مهار جزر و مد فزاینده بیکاری.
We moored in and waited for a high tide.
ما در آنجا پهلو گرفتیم و منتظر یک جزر و مد بالا ماندیم.
منبع: New Concept English: Vocabulary On-the-Go, Book Three.Time and tide wait for no man.
زمان و جزر و مد برای هیچ کس صبر نمی کنند.
منبع: Lai Shixiong Advanced English Vocabulary 3500Oh if it's a very high tide.
اوه اگر جزر و مد خیلی بالا باشد.
منبع: Gourmet BaseAnd one of those effects might be the tides.
و یکی از آن اثرات ممکن است جزر و مد باشد.
منبع: Science in 60 Seconds Listening Compilation November 2016The loss of the battle for Stalingrad finally turned the tide against Hitler.
شکست نبرد استالینگراد سرانجام ورق را بر علیه هیتلر برگشت.
منبع: New Version of University English Comprehensive Course 4We're bucking the tide, acting consciously and succeeding only a little.
ما در خلاف جریان جزر و مد هستیم، آگاهانه عمل می کنیم و فقط کمی موفق می شویم.
منبع: Modern University English Intensive Reading (2nd Edition) Volume 4The moon, the tides, the seasons, or the sun?
ماه، جزر و مد، فصول یا خورشید؟
منبع: CNN 10 Student English of the MonthDown we follow the tide as Colombian police stand calmly by.
ما در پایین جریان جزر و مد را دنبال می کنیم زیرا پلیس کلمبیا با آرامش کنار ایستاده است.
منبع: CNN 10 Student English March 2019 CollectionThe reality is a tide of human misery.
واقعیت یک سیل از بدبختی انسان است.
منبع: The Economist (Summary)Potentially, they could turn the tide.
به طور بالقوه، آنها می توانند ورق را برگردانند.
منبع: CNN Selected October 2015 Collectionلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید