wave

[ایالات متحده]/weɪv/
[بریتانیا]/weɪv/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. نوسان کردن; موج‌زنی کردن; تکان خوردن; شکل دادن به یک موج
vt. علامت دادن با حرکت دست
n. بدنه‌ای از آب با قله و فرورفتگی; سیگنالی که با حرکت دست ایجاد می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

ocean wave

امواج اقیانوس

wave goodbye

خداحافظی کردن

make waves

ایجاد موج

shock wave

موج شوک

tidal wave

موج جزر و مدی

in waves

به صورت موجی

heat wave

موج گرما

electromagnetic wave

امواج الکترومغناطیسی

ultrasonic wave

امواج فراصوت

wave equation

معادله موج

wave propagation

گسترش موج

seismic wave

موج لرزه‌ای

wave motion

حرکت موجی

cold wave

موج سرد

wave velocity

سرعت موج

plane wave

امواج صفحه

wave theory

نظریه موج

sound wave

موج صوتی

new wave

موج جدید

acoustic wave

امواج صوتی

sine wave

موج سینوسی

wave field

میدان موج

wave function

تابع موج

جملات نمونه

a wave of the hand.

یک حرکت دست

a wave of conservatism.

یک موج محافظه‌کاری

a wave of nausea; a wave of indignation.

یک موج تهوع؛ یک موج خشم

a majestic wave of the hand.

یک موج با شکوه دست

a languid wave of the hand.

یک حرکت آرام و بی‌حوصله دست.

a tidal wave of crime.

یک موج جزر و مدی جرم و گناه

The wave -ed the boat.

موج قایق را به حرکت درآورد.

the first wave of settlers.

اولین موج از مهاجران

a jaunty wave of the hand

یک حرکت دست شادمانه

The cold wave will continue.

موج سرد ادامه خواهد داشت.

polarization of electromagnetic wave

قطبش موج الکترومغناطیسی

wave in tropical stratosphere

امواج در استراتوسفر گرمسیری

fizzy new wave pop.

موسیقی پاپ موج جدید گازدار

a television wave form monitor

یک مانیتور شکل موج تلویزیونی

advance in a wave-like manner

پیشروی به صورت موجی

نمونه‌های واقعی

The endless river rolls its waves hour after hour.

رودخانه بی‌پایان، موج‌های خود را ساعت به ساعت می‌چرخاند.

منبع: Selected English Translations of Ancient Poetry by Xu Yuanchong

Examples of benefits or costs of the current concentration wave are scanty.

نمونه‌هایی از مزایا یا هزینه‌های موج تمرکز فعلی کمیاب هستند.

منبع: Past exam papers of the English reading section for the postgraduate entrance examination (English I).

It means " news waves" in English.

این به معنای "موج های خبری" در انگلیسی است.

منبع: VOA Special March 2022 Collection

Shall plough the wave no more.

دیگر نباید در امواج شخم زد.

منبع: British Original Language Textbook Volume 4

As such, it may well be riding the pedagogical wave of the future.

بنابراین، ممکن است به خوبی در حال سوار شدن بر موج آموزشی آینده باشد.

منبع: Recite for the King Volume 4 (All 60 lessons)

I watched many seabirds skimming the waves looking for food.

من بسیاری از پرندگان دریایی را دیدم که به دنبال غذا در حال پرواز بر روی امواج بودند.

منبع: Liu Yi's breakthrough of 5000 English vocabulary words.

People are very pushy socially in New York, but they don't wave a flag.

افراد در نیویورک از نظر اجتماعی بسیار اصرار دارند، اما پرچم دست تکان نمی دهند.

منبع: We all dressed up for Bill.

Then comes a series of rolling waves.

سپس مجموعه‌ای از امواج متحرک ظاهر می‌شود.

منبع: Blue Planet

Next up we have a heat wave.

بعدی در نوبت ما یک موج گرما داریم.

منبع: IELTS Speaking Preparation Guide

We live for that thank you wave.

ما برای آن تشکر از امواج زندگی می کنیم.

منبع: Learn listening with Lucy.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید