a homeless tramp
یک ولگرد بیخانمان
on the tramp
در حال ولگردی
the tramp gave them no observance.
ترامپ به آنها توجهی نکرد.
the tramp of marching feet.
صدای گامهای پیادهروی
She wants to go for a tramp in the country.
او میخواهد برای یک گردش در روستاها بیرون برود.
I heard the tramp of the marching soldiers.
صدای گامهای سربازان را شنیدم.
the tramp sat chewing a straw.
بدون سرپناه نشسته و یک نی میجوید.
he tramped about the room.
او در اتاق به اطراف قدم زد.
The tramp was arrested for vagrancy.
گدا به اتهام متکدیگری دستگیر شد.
The old tramp shambled wearily up the path.
پیرمرد خسته و بیحال با قدمهای بیرمت در مسیر بالا میرفت.
He tramped through the mountains of Wales.
او از میان کوههای ولز عبور کرد.
Someone tramped on my toes on the bus.
کسی روی انگشتان پای من در اتوبوس پا گذاشت.
He tramped hither and thither.
او به اینجا و آنجا سرگردان بود.
They were tramping grapes for wine.
آنها انگور را برای شراب لگد میزدند.
A tramp came to the door and asked for food.
یک ولگرد به در آمد و برای غذا درخواست کرد.
she was freshly returned from a tramp round Norwich.
او به تازگی از یک سفر دور Norwich بازگشته بود.
The tramp reviled the man who drove him off.
آن مرد ولگرد مردی را که او را بیرون رانده بود، نفرین کرد.
He tramped the streets all night.
او تمام شب در خیابانها قدم زد.
The tramp was found lying on the floor face downwards.
ولگرد روی زمین به صورت وارونه پیدا شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید