tranche

[ایالات متحده]/trɑ:nʃ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بخشی از وام صندوق بین‌المللی پول تقسیم شده.

عبارات و ترکیب‌ها

financial tranche

بخش مالی

mortgage tranche

بخش وام مسکن

investment tranche

بخش سرمایه‌گذاری

جملات نمونه

they released the first tranche of the loan.

آنها اولین قسط وام را آزاد کردند.

The company issued a new tranche of shares.

شرکت یک دوره جدید از سهام منتشر کرد.

Investors can purchase a tranche of bonds.

سرمایه‌گذاران می‌توانند یک دوره از اوراق قرضه خریداری کنند.

The loan was divided into several tranches.

وام به چند دوره تقسیم شد.

She received a tranche of scholarship money.

او یک دوره از کمک هزینه تحصیلی دریافت کرد.

The government allocated a tranche of funding for infrastructure projects.

دولت یک دوره بودجه را برای پروژه‌های زیرساختی اختصاص داد.

The tranche of documents was classified as confidential.

این دوره از اسناد به عنوان محرمانه طبقه بندی شد.

The first tranche of products sold out quickly.

اولین دوره محصولات به سرعت به فروش رسید.

The tranche of data provided valuable insights.

این دوره از داده‌ها بینش‌های ارزشمندی ارائه داد.

We need to analyze each tranche of information separately.

ما باید هر دوره از اطلاعات را به طور جداگانه تجزیه و تحلیل کنیم.

The company plans to release another tranche of updates next month.

شرکت قصد دارد ماه آینده یک دوره دیگر از به‌روزرسانی‌ها را منتشر کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید