trip

[ایالات متحده]/trɪp/
[بریتانیا]/trɪp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. لغزش کردن; اشتباه کردن; سفر کردن; با شتاب راه رفتن

n. سفر; لغزش; اشتباه

vt. لغزش کردن; اشتباه کردن

عبارات و ترکیب‌ها

business trip

سفر کاری

road trip

سفر جاده‌ای

trip planner

برنامه‌ریز سفر

on a trip

در سفر

round trip

سفر رفت و برگشت

take a trip

سفر کردن

trip on

سفر بر روی

field trip

سفر تحصیلی

day trip

سفر یک روزه

school trip

سفر مدرسه

camping trip

سفر کمپینگ

return trip

سفر برگشت

short trip

سفر کوتاه

make a trip

یک سفر ترتیب دادن

have a trip

داشتن یک سفر

trip over

از جا افتادن

fishing trip

سفر ماهیگیری

on trip

در سفر

round trip ticket

بلیط رفت و برگشت

جملات نمونه

a trip to America.

یک سفر به آمریکا

an annual trip to Paris.

یک سفر سالانه به پاریس.

a fantastic trip to Europe.

یک سفر فوق العاده به اروپا

an occasional trip in the performance.

یک سفر گاه به گاه در اجرا.

a nice trip to Venice

یک سفر خوب به ونیز

The trip will have to wait.

باید سفر را به تعویق انداخت.

The trip was expensive and uncomfortable.

سفر گران و ناراحت کننده بود.

This trip will be only experimental.

این سفر فقط آزمایشی خواهد بود.

That's a trip of two hierarchies.

این سفری با دو سلسله مراتب است.

a round-trip air fare.

یک بلیط رفت و برگشت هوایی.

The trip to Afghanistan was an adventure for Helen.

سفر به افغانستان برای هلن یک ماجراجویی بود.

The trip came off on schedule.

سفر طبق برنامه پیش رفت.

A trip to India may be in the wind.

یک سفر به هند ممکن است در راه باشد.

A trip to the moon is now an actuality.

سفر به ماه اکنون یک واقعیت است.

call off a trip; called the trip off.

لغو یک سفر؛ سفر را لغو کرد.

the trip was a carbon copy of the previous one.

سفر یک کپی دقیق از سفر قبلی بود.

enjoy your free trip to Europe to the full.

از سفر رایگان خود به اروپا به طور کامل لذت ببرید.

a pay increase will not guilt-trip them into improvements.

افزایش حقوق آن‌ها را به گونه‌ای تحت فشار قرار نخواهد داد که به سمت بهبود پیشرفت کنند.

this is an absurdly heavy guilt trip to lay on anyone.

این یک سفر گناهی فوق العاده سنگین برای تحمیل به هر کسی است.

the trip costs about 35p max.

سفر حدوداً 35 پنس هزینه دارد.

نمونه‌های واقعی

They heightened security because we tripped the alarm.

آنها امنیت را افزایش دادند زیرا ما آلارم را فعال کردیم.

منبع: 2 Broke Girls Season 1

Is that a one-way or round trip?

آیا یک طرفه است یا رفت و برگشت؟

منبع: Traveling Abroad Conversation: Travel Section

There's a trip to the safari park!

سفر به پارک سافاری وجود دارد!

منبع: BlackCat (Beginner) Audiobook

So did you have a good trip?

پس سفر خوبی داشتی؟

منبع: BBC Animation Workplace

We had an exciting trip last week.

ما هفته گذشته یک سفر هیجان انگیز داشتیم.

منبع: New Concept English: Vocabulary On-the-Go, Book One.

Well. goodbye and have a good trip!

خوب. خداحافظ و سفر خوبی داشته باشید!

منبع: Crazy English Situational Conversation Real Skills

Then came my first trip in Brazil.

سپس اولین سفر من در برزیل بود.

منبع: Lonely Planet Travel Guide

It must be a very tiring trip.

باید یک سفر بسیار خسته کننده باشد.

منبع: A Brief Guide to Foreign Trade Conversations

You remember our trip to Joanna, right?

یادته سفرمون به جوآنا؟

منبع: Emma's delicious English

It is the most popular day trip from Singapore!

این محبوب ترین سفر یک روزه از سنگاپور است!

منبع: Travel around the world

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید