test tubes
لوله های آزمایش
heat tubes
لوله های حرارتی
tubes burst
لوله ها ترکیدند
connect tubes
لوله ها را وصل کنید
fill tubes
پر کردن لوله ها
empty tubes
لوله ها را خالی کنید
glass tubes
لوله های شیشه ای
steel tubes
لوله های فولادی
tubes leak
لوله ها نشتی دارند
install tubes
نصب لوله ها
the hospital uses long, sterile tubes to deliver nutrients to patients.
بیمارستان از لولههای بلند و استریل برای رساندن مواد مغذی به بیماران استفاده میکند.
we need to replace the old, cracked tubes in the plumbing system.
ما باید لولههای قدیمی و ترکخورده را در سیستم لولهکشی تعویض کنیم.
the scientist studied the movement of fluids through narrow tubes.
دانشمند حرکت سیالات را از طریق لولههای باریک مطالعه کرد.
the subway system relies on underground tubes for transportation.
سیستم مترو برای حمل و نقل به لولههای زیرزمینی متکی است.
he carefully connected the tubes to the tank, ensuring a tight seal.
او لولهها را با دقت به مخزن متصل کرد و از آببندی محکم اطمینان حاصل کرد.
the child loved playing with the colorful plastic tubes in the sandbox.
کودک عاشق بازی با لولههای پلاستیکی رنگارنگ در گودال ماسه بود.
the telescope uses lenses and tubes to magnify distant objects.
تلسکوپ از لنزها و لولهها برای بزرگنمایی اجسام دوردست استفاده میکند.
the company manufactures high-quality stainless steel tubes for various industries.
این شرکت لولههای فولادی ضد زنگ با کیفیت بالا را برای صنایع مختلف تولید میکند.
the coral reef was teeming with life within the protective tubes of anemones.
تجمع صخرههای مرجانی مملو از زندگی در داخل لولههای محافظتکننده گزغزال بود.
the artist used glass tubes to create a stunning light sculpture.
هنرمند از لولههای شیشهای برای ایجاد یک مجسمه نور خیرهکننده استفاده کرد.
the car's exhaust system contains several tubes to vent gases.
سیستم اگزوز خودرو دارای چند لوله برای تخلیه گازها است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید