conduits

[ایالات متحده]/ˈkɒndjuːɪts/
[بریتانیا]/ˈkɑːndwɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. لوله‌ها یا لوله‌هایی برای انتقال مایعات؛ واسطه‌ها یا آژانس‌ها؛ کشورهای خدمت‌کننده به عنوان نقاط ترانزیت

عبارات و ترکیب‌ها

power conduits

کانال‌های برق

water conduits

کانال‌های آب

data conduits

کانال‌های داده

fiber conduits

کانال‌های فیبر

ventilation conduits

کانال‌های تهویه

cable conduits

کانال‌های کابل

sewer conduits

کانال‌های فاضلاب

electrical conduits

کانال‌های الکتریکی

drain conduits

کانال‌های تخلیه

gas conduits

کانال‌های گاز

جملات نمونه

the city has many conduits for water supply.

شهر دارای مجراهای متعددی برای تامین آب است.

conduits are essential for electrical wiring in buildings.

مجراها برای سیم‌کشی برق در ساختمان‌ها ضروری هستند.

we need to install new conduits for the internet cables.

ما باید مجراهای جدیدی برای کابل‌های اینترنت نصب کنیم.

the old conduits were clogged and needed replacement.

مجراهای قدیمی مسدود شده بودند و نیاز به جایگزینی داشتند.

conduits can help improve the efficiency of fluid transport.

مجراها می‌توانند به بهبود راندمان حمل و نقل سیالات کمک کنند.

he studied the layout of conduits in the engineering course.

او طرح‌ریزی مجراها را در دوره مهندسی مطالعه کرد.

conduits are often hidden behind walls in modern buildings.

مجراها اغلب در پشت دیوارها در ساختمان‌های مدرن پنهان هستند.

we must ensure that the conduits are properly sealed.

ما باید اطمینان حاصل کنیم که مجراها به درستی آب‌بندی شده‌اند.

there are various materials used for making conduits.

مواد مختلفی برای ساخت مجراها استفاده می‌شود.

conduits play a crucial role in urban infrastructure.

مجراها نقش مهمی در زیرساخت‌های شهری ایفا می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید