The Arkansan nodded understandingly and said, "Yep. I had a truck like that once."
آرکنسانی با درک سر تکان داد و گفت: «بله. من هم یک بار یک کامیونی مثل آن داشتم.»
The Arkansan nodded understandingly and said, “Yep. I had a truck like that once.
آرکنسانی با درک سر تکان داد و گفت: «بله. من هم یک بار یک کامیونی مثل آن داشتم.»
" Oh, I'd say that's an understatement." I grimaced. He grinned understandingly.
«اوه، من می گویم این یک understatement است.» من پوزخند زدم. او با درک به لبخند زد.
منبع: Twilight: Eclipse" I want to erase a memory." Lisa nodded understandingly.
«میخواهم یک خاطره را پاک کنم.» لیزا با درک سر تکان داد.
منبع: 2023-40We nod understandingly when someone says they felt small, but we don't link that to discrimination.
ما با درک سر تکان میدهیم وقتی کسی میگوید احساس کوچکی کردهاند، اما آن را به تبعیض ربط نمیدهیم.
منبع: TED Talks (Video Edition) January 2017 CollectionAt first she looked hurt at his last words, as though they implied criticism of Ashley, but he smiled so understandingly she smiled back.
در ابتدا، او با نگاهی آسیبدیده به آخرین حرفهای او نگاه کرد، گویی این حرفها انتقادی نسبت به اشلی را نشان میدادند، اما او با چنین درک و همدلیای لبخند زد که او هم لبخند زد.
منبع: Gone with the Wind" Can you be — well, two men's boy" ? questioned Wade, loyalty to the father he had never known struggling with love for the man who held him so understandingly.
«آیا می توانید — خب، پسر دو مرد؟» وید پرسید، وفاداری به پدری که هرگز نمی شناخت با عشقی برای مردی که او را با چنین درک و همدلیای در آغوش گرفته بود، دست و پنجه نرم می کرد.
منبع: Gone with the Windلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید