insensitive

[ایالات متحده]/ɪn'sensɪtɪv/
[بریتانیا]/ɪn'sɛnsətɪv/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. فاقد حساسیت؛ غیر دوستانه؛ عاطفی بی‌احساس.

عبارات و ترکیب‌ها

case insensitive

غیر حساس به حروف بزرگ و کوچک

جملات نمونه

being insensitive to others' feelings

بی توجهی به احساسات دیگران

acting in an insensitive manner

رفتار به روشی غیرحساس

being perceived as insensitive

قرار گرفتن در جایگاه فردی غیرحساس

responding in an insensitive way

واکنش به روشی غیرحساس

an insensitive attitude towards diversity

نگرش غیرحساس نسبت به تنوع

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید