usefully

[ایالات متحده]/'ju:sfəli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طور مؤثر; به شیوه‌ای مفید

جملات نمونه

She uses her time usefully by reading books.

او زمان خود را با خواندن کتاب به طور مفید سپری می‌کند.

Studying a new language can be usefully done through immersion.

یادگیری یک زبان جدید را می‌توان به طور مفید از طریق غوطه‌ور شدن انجام داد.

Using a planner can help you use your time more usefully.

استفاده از یک برنامه‌ریز می‌تواند به شما کمک کند زمان خود را به طور مفیدتری استفاده کنید.

Regular exercise can be usefully combined with a healthy diet.

ورزش منظم را می‌توان به طور مفید با یک رژیم غذایی سالم ترکیب کرد.

Learning to cook can be a usefully practical skill.

یادگیری آشپزی می‌تواند یک مهارت عملی مفید باشد.

Volunteering usefully contributes to the community.

داوطلبی به طور مفید به جامعه کمک می‌کند.

Using technology usefully requires understanding its capabilities.

استفاده مفید از فناوری نیازمند درک قابلیت‌های آن است.

Budgeting usefully involves tracking expenses and income.

بودجه‌بندی به طور مفید شامل پیگیری هزینه‌ها و درآمد است.

Collaborating with others can usefully enhance creativity.

همکاری با دیگران می‌تواند به طور مفید خلاقیت را افزایش دهد.

Listening actively can be usefully applied in communication.

گوش دادن فعال را می‌توان به طور مفید در ارتباطات به کار برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید