vitiation

[ایالات متحده]/ˌvɪtɪˈeɪʃən/
[بریتانیا]/ˌvɪʃiˈeɪʃən/

ترجمه

n. عمل آلوده کردن یا آسیب رساندن به چیزی؛ وضعیت خراب یا بی‌اثر شدن؛ فساد یا تنزل

عبارات و ترکیب‌ها

vitiation of consent

فساد رضایت

vitiation of contract

فساد قرارداد

vitiation of evidence

فساد ادله

vitiation of judgment

فساد رای

vitiation of process

فساد روند

vitiation of rights

فساد حقوق

vitiation of title

فساد عنوان

vitiation of claim

فساد ادعا

vitiation of trust

فساد اعتماد

vitiation of validity

فساد اعتبار

جملات نمونه

the vitiation of the contract led to a lengthy legal battle.

فسخ قرارداد منجر به یک دادگاه طولانی شد.

there was a vitiation in the evidence presented at trial.

در شواهد ارائه شده در دادگاه نقصی وجود داشت.

the vitiation of trust can damage relationships.

نقض اعتماد می تواند به روابط آسیب برساند.

vitiation of the process resulted in a flawed outcome.

نقض روند منجر به نتیجه ای معیوب شد.

the vitiation of the agreement was unexpected.

فسخ توافق غیرمنتظره بود.

he argued that the vitiation of his rights was unjust.

او استدلال کرد که نقض حقوق او ناعادلانه بود.

vitiation of the product warranty caused customer dissatisfaction.

نقض گارانتی محصول باعث نارضایتی مشتری شد.

the vitiation of the data compromised the research findings.

نقض داده ها نتایج تحقیق را به خطر انداخت.

they discovered a vitiation in the manufacturing process.

آنها یک نقص در فرآیند تولید کشف کردند.

the vitiation of the environment is a serious concern.

نقض محیط زیست یک نگرانی جدی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید