voidance

[ایالات متحده]/ˈvɔɪdəns/
[بریتانیا]/ˈvɔɪdəns/

ترجمه

n. اعلام بی‌اعتباری; دفع; لغو; abolishment; خالی بودن; رهاسازی; آزادسازی

عبارات و ترکیب‌ها

tax voidance

اجتناب مالیاتی

voidance strategy

استراتژی اجتناب

voidance measure

اقدام اجتنابی

legal voidance

اجتناب قانونی

voidance scheme

طرح اجتناب

voidance practice

روش اجتناب

voidance effects

اثرات اجتناب

voidance analysis

تجزیه و تحلیل اجتناب

voidance policy

سیاست اجتناب

voidance risk

ریسک اجتناب

جملات نمونه

his voidance of responsibility was evident.

اجتناب او از پذیرش مسئولیت آشکار بود.

the voidance of certain rules can lead to chaos.

حذف یا نادیده گرفتن برخی قوانین می‌تواند منجر به هرج و مرج شود.

she practiced voidance in her daily interactions.

او اجتناب را در تعاملات روزمره خود تمرین می‌کرد.

voidance of conflict is not always the best solution.

اجتناب از درگیری همیشه بهترین راه حل نیست.

his voidance of the issue frustrated his colleagues.

اجتناب او از پرداختن به این موضوع همکارانش را ناامید کرد.

they discussed the voidance of difficult topics.

آنها درباره اجتناب از موضوعات دشوار بحث کردند.

her voidance of eye contact was noticeable.

اجتناب او از تماس چشمی قابل توجه بود.

voidance can sometimes be a coping mechanism.

اجتناب گاهی اوقات می‌تواند یک مکانیسم مقابله‌ای باشد.

the voidance of certain responsibilities can have consequences.

حذف یا نادیده گرفتن برخی مسئولیت‌ها می‌تواند عواقبی داشته باشد.

he had a tendency towards voidance in stressful situations.

او در شرایط استرس زا تمایلی به اجتناب داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید