tax voidance
اجتناب مالیاتی
voidance strategy
استراتژی اجتناب
voidance measure
اقدام اجتنابی
legal voidance
اجتناب قانونی
voidance scheme
طرح اجتناب
voidance practice
روش اجتناب
voidance effects
اثرات اجتناب
voidance analysis
تجزیه و تحلیل اجتناب
voidance policy
سیاست اجتناب
voidance risk
ریسک اجتناب
his voidance of responsibility was evident.
اجتناب او از پذیرش مسئولیت آشکار بود.
the voidance of certain rules can lead to chaos.
حذف یا نادیده گرفتن برخی قوانین میتواند منجر به هرج و مرج شود.
she practiced voidance in her daily interactions.
او اجتناب را در تعاملات روزمره خود تمرین میکرد.
voidance of conflict is not always the best solution.
اجتناب از درگیری همیشه بهترین راه حل نیست.
his voidance of the issue frustrated his colleagues.
اجتناب او از پرداختن به این موضوع همکارانش را ناامید کرد.
they discussed the voidance of difficult topics.
آنها درباره اجتناب از موضوعات دشوار بحث کردند.
her voidance of eye contact was noticeable.
اجتناب او از تماس چشمی قابل توجه بود.
voidance can sometimes be a coping mechanism.
اجتناب گاهی اوقات میتواند یک مکانیسم مقابلهای باشد.
the voidance of certain responsibilities can have consequences.
حذف یا نادیده گرفتن برخی مسئولیتها میتواند عواقبی داشته باشد.
he had a tendency towards voidance in stressful situations.
او در شرایط استرس زا تمایلی به اجتناب داشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید