wander

[ایالات متحده]/ˈwɒndə(r)/
[بریتانیا]/ˈwɑːndər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. به آرامی و بی‌هدف گشتن; از موضوع خارج شدن
vt. بی‌هدف گشتن یا سفر کردن
n. پیاده‌روی آرام; گشت و گذار; سرگردانی

عبارات و ترکیب‌ها

wander off

گم شدن

wander about

چک چک کردن

wander from

دور شدن از

baseline wander

سرگردانی خط مبنا

جملات نمونه

wander through the woods

در جنگل‌ها قدم بزنید

the wandering course of a stream

مسیر پرپیچ و خم یک جریان آب

I wandered down the road.

من در امتداد جاده قدم زدم.

please don't wander off again.

لطفاً دوباره سرگردان نشوید.

wander from proper conduct

از رفتار مناسب دور شوید

He wandered the streets.

او در خیابان‌ها قدم زد.

avoid wandering off on tangents

از انحراف به موضوعات جانبی خودداری کنید

wander from the path of righteousness.

از مسیر درست منحرف شوید.

wander the forests and fields.

در جنگل‌ها و مزارع پرسه بزنید.

She wandered into the room.

او وارد اتاق شد.

Whither are we wandering?

ما به کجا در حال سرگردانی هستیم؟

The children wandered in the woods.

کودکان در جنگل‌ها قدم زدند.

wandering about with no place to go.

در حال سرگردانی بدون جایی برای رفتن.

The travelers wandered in the way.

سفرکنندگان در مسیر قدم زدند.

Don't wander from the subject.

از موضوع دور نشوید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید