stroll in the park.
قدم زدن در پارک.
I strolled around the city.
من در اطراف شهر قدم زدم.
strolling up and down the corridor.
قدم زدن بالا و پایین راهرو.
strolled over the bridge.
روی پل قدم زد.
We strolled through the park.
ما در پارک قدم زدیم.
she strolled to the window to drink in the view.
او به سمت پنجره قدم زد تا منظره را تماشا کند.
couples strolled leisurely along.
زوج ها به آرامی در امتداد قدم زدند.
I strolled around, muttering to myself.
من در اطراف قدم زدم و زیر لب با خودم حرف زدم.
a strolling guitarist serenades the diners.
یک گیتاریست در حال قدم زدن، غذاخوردنها را با نواختن آهنگهای دلنشین سرگرم میکند.
the horse strolled home by 12 lengths.
اسب با 12 طول به خانه قدم زد.
they strolled around the camp with an exaggerated swagger.
آنها با اعتماد به نفس اغراقآمیزی در اطراف اردوگاه قدم زدند.
taking a stroll portside; a portside restaurant.
قدم زدن در کنار بندر؛ یک رستوران کنار بندر.
The artist depicted him strolling through a garden.
هنرمند او را در حال قدم زدن در باغ به تصویر کشید.
I strolled in about ten minutes after two.
حدود ده دقیقه بعد از ساعت دو به آنجا قدم زدم.
The artist painted her strolling her garden.
هنرمند او را در حال قدم زدن در باغ نقاشی کرد.
he strolled over and knocked on a door marked Enquiries.
او به آنجا قدم زد و به دری با نوشته سوالات کوبید.
He strolled about, look very debonair in his elegant new suit.
او در حالی که کت و شلوار جدید و شیک خود را به تن داشت، با وقار و جذاب به اطراف قدم می زد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید