meanwhile
در همین حال
after a while
بعد از مدتی
a little while
کمی بعد
all the while
در تمام مدت
quite a while
کمی بیشتر
a while ago
مدتی پیش
at whiles
در فواصل
a while back
مدتی پیش
while away
بگذراند
all this while
در تمام این مدت
between whiles
بین فواصل
It was lovely while it lasted.
در حالی که دوام داشت، زیبا بود.
That was a great while ago.
آن زمان بسیار طولانی بود.
while you were gone.
در حالی که شما رفته بودید.
half-turn while in hanging
نیمچرخش در حالی که آویزان بودید.
Write while I dictate.
در حالی که من دستور میدهم، بنویسید.
Stargaze while you're on the phone.
در حالی که شما در تلفن هستید، به ستارگان نگاه کنید.
while the hours away.
در حالی که ساعتها میگذشتند.
They do not smoke while driving.
آنها در حین رانندگی سیگار نمیکشند.
Motion is absolute while stagnation is relative.
حرکت مطلق است در حالی که رکود نسبی است.
after a while he returned.
بعد از مدتی او بازگشت.
while on holiday she was bitten by an adder.
در حالی که در تعطیلات بود، او توسط یک مار adder گاز گرفته شد.
make the sauce while the lobsters are boiling.
در حالی که خرچنگها در حال جوشیدن است، سس را درست کنید.
Keep the shop while I'm away.
در حالی که من غایبم، مغازه را نگه دارید.
people who reoffend while on bail.
افرادی که در حالی که وثیقه دارند، دوباره مرتکب جرم میشوند.
while dreaming the child wet the bed.
در حالی که کودک رویابین بود، تشک را خیس کرد.
we chatted for a while .
ما مدتی گپ زدیم.
can I keep it a while?.
آیا میتوانم آن را برای مدتی نگه دارم؟
the period while the animal remains alive.
مدتی که حیوان زنده است.
a diversion to while away the long afternoons.
انحرافی برای گذراندن طولانیترین بعد از ظهرها
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید