during

[ایالات متحده]/'djʊərɪŋ/
[بریتانیا]/'dʊrɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

prep. در زمان، در طول زمان

جملات نمونه

during a no-knock raid.

در طول یک بازرسی بدون درز

during the prewar days

در دوران قبل از جنگ

was born during a blizzard.

در طول یک طوفان برفی متولد شد.

the spire was blown down during a gale.

اوج برج در طول یک طوفان از جا کنده شد.

the conduct of the police during the riot.

رفتار پلیس در جریان شورش.

the restaurant is open during the day.

رستوران در طول روز باز است.

time will be of the essence during negotiations.

در طول مذاکرات، زمان بسیار مهم خواهد بود.

during the early hours of the morning.

در ساعات اولیه صبح.

during the papacy of Pope John.

در دوران پاپای پاپ ژان.

no sparking was visible during the tests.

در طول آزمایش ها، هیچ جرقه ای قابل مشاهده نبود.

there was crowd trouble before and during the match.

قبل و در طول مسابقه، مشکلاتی برای جمعیت وجود داشت.

bootleg corn whiskey during Prohibition

شراب ذرت قاچاق در دوران ممنوعیت

a disruption of telephone service during the hurricane

اختلال در خدمات تلفن در طول گرداب

during and after the crisis

در طول و پس از بحران

It hailed during the night.

در طول شب، باران تگرگ بارید.

during the periods of menstruation

در طول دوره های قاعدگی

Everything was nominal during the test.

در طول آزمایش، همه چیز مطابق معمول بود.

during the occupancy of his post

در طول تصدی پست وی

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید