worldly

[ایالات متحده]/'wɜːldlɪ/
[بریتانیا]/'wɝldli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به جهان یا امور دنیوی; نگران امور این جهان
adv. به شیوه‌ای که با امور دنیوی یا مسائل سکولار مرتبط است

عبارات و ترکیب‌ها

worldly possessions

دارایی‌های دنیوی

worldly pleasures

ملذات دنیوی

worldly success

موفقیت دنیوی

جملات نمونه

music of an almost other-worldly beauty.

موسیقی با زیبایی تقریباً ماوراء زمینی

his ambitions for worldly success.

جاه‌طلبی‌های او برای موفقیت دنیوی.

Are spiritual or worldly values more important?

آیا ارزش‌های معنوی یا دنیوی مهم‌تر هستند؟

celibate clerics with a very other-worldly outlook.

روحانیون باطل و با دیدگاهی بسیار دنیوی.

Lisa was sufficiently worldly-wise to understand the situation.

لیزا به اندازه کافی با تجربه و متبحر بود تا متوجه وضعیت شود.

schools where parents send children as a preparative for worldly success.

مدارس که والدین فرزندان خود را برای موفقیت دنیوی آماده می‌کنند.

He bequeathed her all his worldly goods.

او تمام دارایی‌های دنیوی خود را به او وصیت کرد.

She forsook her worldly possessions to devote herself to the church.

او دارایی‌های دنیوی خود را رها کرد تا خود را وقف کلیسا کند.

mythographers normally moralize Narcissus as the man who wastes himself in pursuing worldly goods.

معناگران معمولاً از نارسیسس به عنوان مردی که خود را در تعقیب کالاها و دارایی‌های دنیوی تلف می‌کند، اخلاقی می‌کنند.

He carried all his worldly possessions in an old hold-all.

او تمام دارایی‌های دنیوی خود را در یک کیف دستی قدیمی حمل می‌کرد.

The Essenes had no slaves nor servants, and lived communally, sharing worldly goods;

اسنی‌ها نه برده و نه خادم نداشتند و به صورت جمعی زندگی می‌کردند و دارایی‌های دنیوی را با هم به اشتراک می‌گذاشتند.

Reader, would you wish to leave this world in the darkness of a desponding death bed, and enter heaven as a shipwrecked mariner climbs the rocks of his native country? then be worldly;

خواننده، آیا می خواهید این دنیا را در تاریکی یک بستر مرگ ناامیدکننده ترک کنید و مانند یک دریانورد که از صخره های کشور خود بالا می رود، به بهشت ​​وارد شوید؟ سپس دنیوی باشید؛

Not untill this time did I realize that such love is not so dolor, for it has no worldly involvement, no long-winded succession, no gingerbready samite, and no muddy water.

تا همین حالا متوجه نشده بودم که چنین عشقی آنقدر دردناک نیست، زیرا هیچ درگیری دنیوی، هیچ جانشینویی طولانی، هیچ لباس زنجبیلی و هیچ آب گل‌آلود ندارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید