secular

[ایالات متحده]/ˈsekjələ(r)/
[بریتانیا]/ˈsekjələr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دنیوی; مربوط به یا مرتبط با جهان حاضر
n. غیرروحانی

عبارات و ترکیب‌ها

secular society

جامعه سکولار

secular education

آموزش سکولار

secular values

ارزش‌های سکولار

secular government

دولت سکولار

secular variation

تغییرات سکولار

secular trend

روند سکولار

جملات نمونه

We live in an increasingly secular society.

ما در یک جامعه سکولار در حال افزایش زندگی می‌کنیم.

concerted secular music for voices.

موسیقی سکولر هماهنگ برای صداها

secular attitudes to death.

نگاهات سکولار به مرگ

putting ecclesiastical vestments to secular use was considered sacrilege.

استفاده از لباس‌های کلیسایی برای اهداف غیردینی به عنوان حرمت‌شکنی در نظر گرفته می‌شد.

Since Henry Ⅱ, the struggle for judicial power between the king and the ecclesial , secular noble decided the special road of common law.

از زمان هنری دوم، مبارزه برای قدرت قضایی بین پادشاه و اشراف کلیسا و سکولار، مسیر خاص قانون مشترک را تعیین کرد.

The upper texts often became a confusing mixture of sacred and secular—and even anticlerical—poems, indicating its intended performance in courtly as well as ecclesiastical settings.

متون بالایی اغلب به ترکیبی گیج‌کننده از شعر مذهبی و دنیوی - و حتی ضد کلیسایی - تبدیل می‌شدند که نشان‌دهنده قصد از اجرا در محیط‌های درباری و کلیسا بود.

in each region there was a complex hierarchy of castes strictly forbidden to intermarry and interdine, controlled and regulated by secular powers who acted on the advice of the court Brahmans.

در هر منطقه سلسله مراتبی پیچیده از کاست وجود داشت که به شدت از ازدواج و غذا خوردن با یکدیگر ممنوع بود و توسط قدرت های دنیوی کنترل و تنظیم می شد که بر اساس توصیه برهمن های دربار عمل می کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید