hooded cloak
شنل دارای کاپش
cloak of invisibility
شنل نامرئی شدن
black cloak
شنل سیاه
velvet cloak
شنل مخمل
a cloak of secrecy.
یک نقاب محرمانگی
under the cloak of darkness
تحت نقاب تاریکی
a cloak lined with fur
یک شنل با آستر خز
drape a cloak over one's shoulders
یک شنل را روی شانههای خود انداختن
The history of the family is cloaked in mystery.
تاریخچه خانواده در پردهای از رمز و راز پنهان شده است.
mist that cloaks the mountains;
مهری که کوهها را در بر میگیرد;
You wear hector’s cloak.
شما شنل هکتور را به تن میکنید.
lifting the cloak of secrecy on the arms trade.
برداشتن نقاب محرمانگی از تجارت سلاحها
they sat cloaked and hooded.
آنها در حالی که شنل و کلاه داشتند نشستند.
her black cloak streamed behind her.
شنل سیاه او از پشت سرش به جریان افتاد.
type genus of the Nymphalidae: mourning cloak butterflies.
سرده نوع از Nymphalidae: پروانههای شنل عزاداری
She is wearing a red cloak with a hood.
او یک شنل قرمز با کلاه به تن دارد.
The invaders attacked under a cloak of fog.
متجاوزان در حالی که در زیر نقاب مه بودند، حمله کردند.
cloaked his anxiety with a smile;
اضطراب خود را با لبخند پنهان کرد;
He deceived them under the cloak of religion.
او آنها را تحت پوشش مذهب فریب داد.
Their cloak of neutrality in the Iran-Iraq war was beginning to wear a bit thin.
نقاب بیطرفی آنها در جنگ ایران و عراق شروع به نازک شدن کرد.
She threw a heavy woollen cloak over her shoulders.
او یک شنل پشمی سنگین را روی شانههای خود انداخت.
she was an introverted soul who cloaked herself in black.
او شخصیتی درونگرا بود که خود را در سیاهی پنهان میکرد.
she cloaked her embarrassment by rushing into speech.
او خجالت خود را با عجله در صحبت کردن پنهان کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید