gift wrap
کادوپیچ
wrap up
جمعبندی
wraparound
پوشش دور
shrink wrap
سلفون کششی
burrito wrap
پیادهسازی برکتو
wrap party
مهمانی بستهبندی
tortilla wrap
پیادهروی تورتیلا
bubble wrap
ساده حبابی
head wrap
بست سر
under wraps
تحت پوشش
wrap around
دور پیچیدن
plastic wrap
سلفون
wrap angle
زاویه بستهبندی
word wrap
پیچش کلمه
the wrap-up of a campaign.
خلاصه یک کمپین.
to wrap the present in paper
هدیه را در کاغذ بپیچید.
wrap a book in a piece of paper
یک کتاب را در یک تکه کاغذ بپیچید.
wrap oneself up in a coat
خودتان را در یک کت بپیچید.
(up) wrap up into a small package
آن را در یک بسته کوچک جمع کنید.
Tom wraps a book in a newspaper.
تام یک کتاب را در یک روزنامه می پیچد.
wrap the bandage around the injured limb.
باندپیچ را دور اندام آسیب دیده بپیچید.
they hope to wrap up negotiations within sixty days.
آنها امیدوارند مذاکرات را ظرف شصت روز به پایان برسانند.
He is quite wrap ped up in studies.
او کاملاً درگیر تحصیلات است.
Mind you wrap up well if you go out.
اگر بیرون رفتید حتماً خوب بپوشید.
wrap a package; wrapped up the peelings.
یک بسته بپیچید؛ پوستهها را جمع کرد.
The movie is scheduled to wrap next week.
فیلم هفته آینده به پایان می رسد.
You'd better wrap it with a piece of clean cloth.
جای بهتر است آن را با یک تکه پارچه تمیز بپیچید.
You can wrap the skirt around your waist.
می توانید دامن را دور کمر خود بپیچید.
Make sure you wrap up in the cold wind.
مطمئن شوید که در باد سرد خوب بپوشید.
details of the police operation are being kept under wraps .
جزئیات عملیات پلیس به صورت محرمانه نگه داشته می شود.
200 campaign volunteers celebrated during wrap-up festivities.
200 داوطلب کمپین در جشنهای پایانی جشن گرفتند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید