emotion

[ایالات متحده]/ɪˈməʊʃn/
[بریتانیا]/ɪˈmoʊʃn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. احساس; حالت

عبارات و ترکیب‌ها

emotional expression

ابراز احساسات

emotional intelligence

هوش هیجانی

emotional response

واکنش عاطفی

emotional well-being

سلامت روانشناختی

emotional connection

ارتباط عاطفی

with emotion

با احساسات

intense emotion

احساسات شدید

emotion quotient (EQ)

شاخص احساسات (EQ)

جملات نمونه

a vacuity of emotions

یک تهی بودن از احساسات

as emotion, love is polyvalent.

همانطور که احساس است، عشق چند وجهی است.

emotions kept in leash.

احساساتی که در بند نگه داشته شده اند.

emotions that transcend understanding.

احساساتی که فراتر از درک هستند.

sublimate your emotions

احساسات خود را فرو نِشانید.

emotions can cause no end of problems.

احساسات می توانند باعث مشکلات بی پایانی شوند.

His emotion swells and subsides.

احساس او متورم و فروکش می کند.

a strong emotion; strong motivation.

یک احساس قوی؛ انگیزه قوی.

The doctrine of a liegeman is suitable for that of a wife, and the same is the national emotion fir personal emotion and the political emotion fir gender emotion.

عقیده یک واله، برای همسر مناسب است و همان احساس ملی برای احساسات شخصی و احساسات سیاسی برای احساسات جنسیتی است.

a moving performance full of raw emotion

اجرا کننده ای پر از احساسات خام

Her voice was low and shaky with emotion.

صدای او آرام و لرزان بود.

she felt every emotion in the book of love.

او هر احساسی را در کتاب عشق احساس کرد.

this brandy plays the devil with one's emotions!.

این برندی احساسات را به هم می‌ریزد!

Emotions are seldom swayed by argument.

احساسات به ندرت تحت تأثیر استدلال قرار می گیرند.

a riot of emotions raged through Fabia.

یک آشوب از احساسات از طریق فابیا گذشت.

the synthesis of intellect and emotion in his work.

ترکیب ذهن و احساس در کار او.

he threw all her emotions into turmoil.

او تمام احساسات او را در هرج و مرج انداخت.

conflicting emotions warred within her.

احساسات متناقض در وجود او با هم جنگیدند

A strong emotion overmastered him completely.

یک احساس قوی او را به طور کامل در بر گرفت.

The girl was overwhelmed with emotion and couldn't speak for a moment.

دختر غرق در احساس شد و برای لحظه ای نتوانست صحبت کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید