exotic

[ایالات متحده]/ɪɡˈzɒtɪk/
[بریتانیا]/ɪɡˈzɑːtɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. وارد شده از یک کشور خارجی، غیر بومی؛ عجیب و جالب؛ جلب توجه کننده؛ جذاب.

عبارات و ترکیب‌ها

exotic cuisine

غذاهای عجیب و غریب

exotic animals

حیوانات عجیب و غریب

exotic vacation

سفر توریستی عجیب و غریب

exotic fruits

میوه های عجیب و غریب

exotic traditions

رسوم عجیب و غریب

exotic plant

گیاه عجیب و غریب

exotic dancer

رقصنده egzotik

جملات نمونه

exotic and faraway locations.

مکان‌های عجیب و دورافتاده

the lure of the exotic East.

جذابیت شرق عجیب و غریب

an exotic purple bird

یک پرنده بنفش عجیب و غریب

the coat is appliquéd with exotic-looking cloth.

کت با پارچه‌ای عجیب‌به نظر می‌رسد، تزئین شده است.

they loved to visit exotic places.

آنها عاشق بازدید از مکان‌های عجیب و غریب بودند.

an array of exotic potted palms.

یک مجموعه نخل‌های پتیت egzotik

a penchant for exotic foods;

علاقه ای به غذاهای عجیب و غریب;

There are some exotic words in English language.

برخی از کلمات عجیب و غریب در زبان انگلیسی وجود دارد.

He likes the bird with exotic plumage.

او از پرنده‌ای با پرهای عجیب و غریب خوشش می‌آید.

the chorus is given oriental colouring by the use of exotic instruments.

همسرایی با استفاده از سازهای عجیب و غریب رنگ شرقی به خود می‌گیرد.

exotic elementary particles as yet unknown to science.

ذرات بنیادی عجیب و غریب که هنوز برای علم ناشناخته هستند.

exotic smells issued from a nearby building.

بوهای عجیب و غریب از یک ساختمان نزدیک به مشام می‌رسید.

her summers were spent in a variety of exotic locales.

تابستان‌های او در مکان‌های عجیب و غریب مختلفی سپری می‌شد.

نمونه‌های واقعی

People like exotic pets. But exotic pets are wild animals.

افراد حیوانات خانگی عجیب و غریب دوست دارند. اما حیوانات خانگی عجیب و غریب حیوانات وحشی هستند.

منبع: Airborne English: Everyone speaks English.

Anything is OK, just nothing too exotic!

هر چیزی خوب است، فقط چیز خیلی عجیب و غریب نباشید!

منبع: A Brief Guide to Foreign Trade Conversations

He thought about becoming an exotic dancer.

او به فکر تبدیل شدن به یک رقصنده عجیب و غریب بود.

منبع: Biography of Famous Historical Figures

In Los Angeles, those looking for something a bit more exotic are turning to Bollywood.

در لس آنجلس، کسانی که به دنبال چیزی کمی عجیب و غریب تر هستند به سمت بالیوود روی می آورند.

منبع: VOA Video Highlights

Where did you pick up your exotic tastes? .

شما سلیقه عجیب و غریب خود را از کجا به دست آوردید؟ .

منبع: Before I Met You Selected

But there are more exotic programmes.

اما برنامه های عجیب و غریب تری وجود دارد.

منبع: The Economist - Technology

He used some kind of exotic poison.

او از نوعی سم عجیب و غریب استفاده کرد.

منبع: Lost Girl Season 2

It found certain exotic animals were particularly highly priced.

این دریافت که حیوانات عجیب و غریب خاصی به طور ویژه بسیار گران بودند.

منبع: BBC Listening March 2016 Compilation

The secrets need to be new and exotic.

این اسرار باید جدید و عجیب و غریب باشند.

منبع: Essential Reading List for Self-Improvement

This is not some exotic superfood.

این یک غذای فوق العاده عجیب و غریب نیست.

منبع: 6 Minute English

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید