familiar with
آشنا با
familiar face
چهره آشنا
familiar surroundings
محیط آشنا
get familiar with
با... آشنا شود
familiar style
سبک آشنا
I am familiar with this area.
من با این منطقه آشنا هستم.
She has a familiar face.
او چهره آشنایی دارد.
He is familiar with the company's policies.
او با سیاستهای شرکت آشنا است.
The song sounded familiar to me.
آهنگ برای من آشنا بود.
I find the story familiar.
من داستان را آشنا مییابم.
The smell is familiar to me.
بوی آن برای من آشناست.
She is familiar with the procedures.
او با رویهها آشنا است.
The voice on the phone sounded familiar.
صدای تلفن برای من آشنا بود.
I am familiar with Chinese culture.
من با فرهنگ چین آشنا هستم.
The building looks familiar to me.
ساختمان برای من آشنا به نظر میرسد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید