god

[ایالات متحده]/ɡɒd/
[بریتانیا]/ɡɑːd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اله; شخص بسیار محترم; چیزی که به طور افراطی پرستش می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

almighty god

خدای قادر مطلق

godly power

قدرت الهی

god of mercy

خدای رحمت

god bless you

خداوند شما را برکت دهد

god-fearing

خدا ترس

god-given talent

استعداد الهی

godspeed

خدای را شکر

act of god

عمل خدا

godparent

ولی خدا

god bless

خداوند برکت دهد

thank god

خدا را شکر

word of god

کلام خدا

son of god

پسر خدا

man of god

مرد خدا

god of hosts

خدای لشکرها

god knows

خدا می‌داند

god of heaven

خدای آسمان

house of god

خانه خدا

god of war

خدای جنگ

hand of god

دست خدا

god of wine

خدای شراب

under god

زیر سایه خدا

children of god

فرزندان خدا

god almighty

خدای قادر مطلق

wrath of god

خشم خدا

lamb of god

بره خدا

good god

خدای خوب

جملات نمونه

an incarnation of the god Vishnu.

تجلی خدا ویشنو.

God save the Queen.

خداوند ملکه را حفظ کند.

the very God of Heaven.

خدای آسمان.

a god in the shape of a swan.

خدایی به شکل قو.

Money is the god of the bosses.

پول خدای مدیران است.

the most God-awful row.

بسیار دعوای وحشتناک.

God is not present in bodily form.

خدا در شکل جسمانی حاضر نیست.

God is said to be trinity in unity.

گفته می‌شود خدا در وحدت، تثلیث است.

the disaster was God's will.

فاجعه اراده خدا بود.

God is the ultimate and only justifier.

خدا تنها و نهایی توجیه‌کننده است.

propitiate the gods with a sacrifice.

خدایان را با قربانی راضی کنید.

We pray God's forgiveness.

ما طلب آمرزش خدا را داریم.

God will bless this union.

خدا این اتحاد را برکت خواهد داد.

God will live for all eternity.

خدا برای تمام ابدیت زندگی خواهد کرد.

an honest, God-fearing woman.

زنی راستگو و خدا ترس.

God sent an angel to talk to Gideon.

خدا فرشته‌ای فرستاد تا با جدعون صحبت کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید