human

[ایالات متحده]/'hjuːmən/
[بریتانیا]/'hjumən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به مردم; مربوط به بشریت
n. یک شخص; نژاد انسانی

عبارات و ترکیب‌ها

human being

انسان

human body

بدن انسان

human resource

منبع انسانی

human society

جامعه انسانی

human nature

طبیعت انسان

human health

سلامت انسان

human life

زندگی انسان

human capital

سرمایه انسانی

human resource management

مدیریت منابع انسانی

human resources management

مدیریت منابع انسانی

human history

تاریخ بشر

human race

نوع بشر

human brain

مغز انسان

human development

توسعه انسانی

human right

حقوق بشر

human culture

فرهنگ انسانی

human genome

ژنوم انسان

human hair

موهای انسان

human knowledge

دانش انسانی

human environment

محیط زیست انسانی

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید