divine

[ایالات متحده]/dɪˈvaɪn/
[بریتانیا]/dɪˈvaɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. از، از یا مانند خدا؛ مقدس؛ مقدس؛ آسمانی
vt. کشف یا اعلام (چیزی مبهم یا در آینده) از طریق غیب‌گویی
vi. غیب‌گویی کردن
n. یک کشیش یا الهیدان

عبارات و ترکیب‌ها

divine intervention

مداخله الهی

divine power

قدرت الهی

divine purpose

هدف الهی

divine inspiration

الهام الهی

divine wisdom

خرد الهی

divine guidance

هدایت الهی

divine comedy

کمدی الهی

divine law

قانون الهی

divine service

خدمات الهی

جملات نمونه

It is the divine will.

این خواست الهی است.

the divine Commission of Christ.

ماموریت الهی عیسی

divine a person's intention

تعیین قصد یک شخص به عنوان الهی

a divine performance of the concerto.

اجرای الهی کنسرتو

had a divine time at the ball.

در مهمانی اوقات خوبی داشتند.

divined the enemy's victory;

پیش‌بینی کرد که دشمن پیروز خواهد شد.

a goddess with both divine and demoniac qualities.

یک الهه با ویژگی‌های الهی و شیطانی

heroes with divine powers.

قهرمانانی با قدرت‌های الهی

he had the most divine smile.

او زیباترین لبخند را داشت.

the Angels are ministers of the Divine Will.

فرشتگان، وزیران خواست الهی هستند.

they found their trust in divine providence to be a source of comfort.

آنها دریافتند که اعتمادشان به قضا و قدر الهی منبعی از آسایش است.

You look simply divine, darling.

شما به سادگی الهی به نظر می‌رسید، عزیزم.

sought divine guidance through meditation.

به دنبال هدایت الهی از طریق مراقبه بود.

they arrogate to themselves the ability to divine the nation's true interests.

آنها خود به خود این توانایی را برای کشف منافع واقعی ملت به دست می‌آورند.

a divine order comprehending all men.

یک نظم الهی که شامل همه مردان می‌شود.

mum had divined my state of mind.

مادر من متوجه حال و هوای من شده بود.

the many divine beings reverenced by Hindu tradition.

شمار زیادی از موجودات الهی که در سنت هندو مورد احترام قرار می‌گیرند.

نمونه‌های واقعی

Writers were blessed stenographers taking divine dictation.

نویسندگان مورد اعتماد، منشیانی بودند که به الهی دستور می‌گرفتند.

منبع: Stephen King on Writing

Oh, as God has blessed you, Scatter light divine!

ای خدای پربرکت، نور الهی را بپاشید!

منبع: American Original Language Arts Volume 2

Our founders invoked a firm reliance on divine providence.

بنیان‌گذاران ما به تکیه محکم بر حمایت الهی متوسل شدند.

منبع: VOA Standard English_Americas

His right hand suddenly ordered divine retribution to stand by.

دست راست او ناگهان دستور داد تا تلافی الهی آماده باشد.

منبع: The Great Gatsby (Original Version)

To err is human, to forgive divine.

خطا کردن انسانی است، بخشیدن الهی.

منبع: Lai Shixiong Basic English Vocabulary 2000

That was the man, Buck divined, the next tormentor, and he hurled himself savagely against the bars.

او همان مرد بود، همانطور که باک حدس زد، شکنجه‌گر بعدی، و او با خشم خود را به میله‌ها پرتاب کرد.

منبع: The Call of the Wild

So many of them end up looking divine, but bloodless.

بسیاری از آنها در نهایت به نظر الهی می‌رسند، اما بی‌جان.

منبع: The Power of Art - Giovanni Lorenzo Bernini

And he says British accents are divine — so wonderful, beautiful.

و او می‌گوید لهجه‌های بریتانیایی الهی هستند - بسیار عالی، زیبا.

منبع: Grandpa and Grandma's English and American Pronunciation Class

King, ladies, lovers, all look on; the occasion is divine!

شاه، خانم‌ها، عاشقان، همه نگاه کنید؛ این مناسبت الهی است!

منبع: British Original Language Textbook Volume 6

And a brass lamp which welcomes divine the presence.

و یک چراغ برنجی که حضور الهی را خوش آمد می‌گوید.

منبع: Crash Course in Drama

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید