pc

[ایالات متحده]/ˌpi: 'si:/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

abbr. کامپیوتر شخصی
abbr. خودروی گشتی

عبارات و ترکیب‌ها

desktop PC

کامپیوتر رومیزی

PC gaming

بازی‌های کامپیوتر

PC components

قطعات کامپیوتر

notebook pc

لپ‌تاپ

pc board

برد PC

pocket pc

کیست دستی

ibm pc

ibm PC

tablet pc

تبلت PC

pc camera

دوربین PC

nokia pc suite

نرم‌افزار PC نوکیا

pc card

کارت PC

جملات نمونه

I use my pc for work every day.

من هر روز کامپیوتر شخصی خود را برای کار استفاده می‌کنم.

She bought a new pc for gaming.

او یک کامپیوتر شخصی جدید برای بازی کردن خرید.

My pc crashed and I lost all my data.

کامپیوتر شخصی من خراب شد و من تمام اطلاعاتم را از دست دادم.

He upgraded his pc to improve performance.

او کامپیوتر شخصی خود را ارتقا داد تا عملکرد را بهبود بخشد.

I need a pc with a fast processor.

من به یک کامپیوتر شخصی با پردازنده سریع نیاز دارم.

She customized her pc with LED lights.

او کامپیوتر شخصی خود را با چراغ‌های LED شخصی‌سازی کرد.

The pc industry is constantly evolving.

صنعت کامپیوترهای شخصی به طور مداوم در حال تکامل است.

I prefer using a pc over a tablet for work.

من ترجیح می‌دهم از یک کامپیوتر شخصی به جای یک تبلت برای کار استفاده کنم.

He built his own pc from scratch.

او کامپیوتر شخصی خود را از ابتدا ساخت.

The pc monitor displays high-quality images.

مانیتور کامپیوتر شخصی تصاویر با کیفیت بالا را نمایش می‌دهد.

نمونه‌های واقعی

PC bangs or PC gaming rooms to you and I sprung up all over Seoul.

فضاهای بازی PC یا اتاق‌های بازی PC در سئول ظاهر شدند.

منبع: CNN 10 Student English November 2018 Collection

Hello, I'm a Mac. Hello, I'm a PC.

سلام، من یک مک هستم. سلام، من یک PC هستم.

منبع: How Steve Jobs Changed the World

His parents let him buy a PC that he put together himself.

والدینش اجازه دادند یک PC بخرد که خودش آن را جمع کرد.

منبع: The Guardian (Article Version)

There are just 300,000 PCs in 1980.

در سال 1980 فقط 300000 PC وجود داشت.

منبع: America The Story of Us

You're working for the top PC company in the world.

شما برای برترين شركت PC در جهان كار مي‌كنيد.

منبع: Duke University Open Course: Cook Interview

Jim O'Brien heads the UK division of American PC company Hacker.

جیم او'برایان مسئول بخش انگلستان شرکت PC آمریکایی هکر است.

منبع: BEC Higher Listening Past Papers (Volume 1)

Then a few years later, I bought a PC and I learnt how to do word processing, too.

سپس چند سال بعد، من یک PC خریدم و یاد گرفتم چگونه پردازش کلمه انجام دهم.

منبع: Past English Major Level 8 Exam Listening (Specialized)

By moving a programme from his own PC on to the KPN computer, Edwin could bypass the wall.

با انتقال یک برنامه از PC خود به کامپیوتر KPN، ادوین می توانست از دیوار عبور کند.

منبع: The Guardian (Article Version)

And today, data centers, they use blade servers, which is PC technology.

و امروزه، مراکز داده از سرورهای blade استفاده می کنند که فناوری PC است.

منبع: TED Talks (Video Version) Bilingual Selection

Turns out people don't want to 10 grand for a PC.

ببینید، مردم نمی خواهند 10 هزار دلار برای یک PC بپردازند.

منبع: How Steve Jobs Changed the World

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید