pin

[ایالات متحده]/pɪn/
[بریتانیا]/pɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک تکه کوچک و نازک از فلز با نوک تیز در یک انتها، که به ویژه برای نگه داشتن موقت تکه‌های پارچه به هم یا چسباندن چیزها به یک سطح استفاده می‌شود
vt. برای چسباندن یا محکم کردن با یک سنجاق

عبارات و ترکیب‌ها

safety pin

پین ایمنی

hairpin

گیره سر

bowling pin

پین بولینگ

rolling pin

وردنه

clothespin

گیره لباس

pins and needles

بی حسی و گزگز

pin down

مهار کردن

piston pin

پین پیستون

pin hole

سوراخ پین

ejector pin

پین پرتابی

on the pin

روی پین

guide pin

پین راهنما

pin on

فشردن

pin number

شماره پین

angle pin

پین زاویه دار

crank pin

پین میل لنگ

pin up

چسباندن

cotter pin

پیچ مهار

pin money

پول تو جیبی

pivot pin

پین لولای

pin roll

غلتک پین

جملات نمونه

pin a note on the door.

یک یادداشت روی در بچسبانید.

They are pining for home.

آنها دلتنگ خانه هستند.

How to pin on a Boutonniere?

چگونه باید نشان را به یک دسته گل سر انجام داد؟

to perforate something with a pin

سوراخ کردن چیزی با یک سنجاق

they were gawking at some pin-up.

آنها در حال نگاه کردن با دهان باز به یک عکس جذاب بودند.

this ignorant, pin-brained receptionist.

این مسئول پذیرش نادان و کم‌فکر.

pins secure the handle to the main body.

دسته ها، دسته را به بدنه اصلی محکم می‌کنند.

Green pines laugh in the breeze.

چند درخت کاج سبز در نسیم می‌خندند.

didn't care a pin about the matter.

اصلاً در مورد این موضوع اهمیتی نداشت.

was finally able to pin down the cause of the disease.

بالاخره توانست علت بیماری را شناسایی کند.

pined away and died.

ناپدید شد و مرد.

I ran a pin into my thumb.

من یک سنجاق را در انگشت شست خود فرو کردم.

She wore the pin in plain sight.

او سنجاق را به وضوح به نمایش گذاشت.

She is pining to travel abroad.

او مشتاق سفر به خارج از کشور است.

He was football’s first pin-up boy.

او اولین پسر جذاب فوتبال بود.

Pines predominate the forest there.

در آنجا درختان کاج غالب هستند.

the head of a pin; a head of land overlooking the harbor.

سر یک سنجاق؛ سرزمینی با چشم‌اندازی به بندرگاه.

the pin prick had produced a drop of blood.

نیش سنجاق قطره خونی ایجاد کرد.

The young pines have struck roots.

درختان کاج جوان ریشه زده‌اند.

نمونه‌های واقعی

You ready to knock down some pins?

آیا آماده ضرب کردن مهره ها هستید؟

منبع: Modern Family Season 6

You know the pin Tommy gave me?

تو مهره ای که تامی بهم داد رو میشناسی؟

منبع: Deadly Women

It's time to take the pin out.

وقتشه مهره رو بیرون بیاریم.

منبع: Volume 3

Let's put a pin in the arrest.

بیاید یک مهره در دستگیری قرار دهیم.

منبع: Billions Season 1

Grubs, what are those pins they're wearing?

کرم ها، آن ها چه مهره هایی می پوشند؟

منبع: Go blank axis version

So here, I have these pins in the eyes.

بنابراین اینجا، من این مهره ها را در چشم دارم.

منبع: VOA Standard English (Video Version) - 2021 Collection

" Watch where you're sticking that pin, will you! "

"مراقب باشید کجا آن مهره را فرو می کنید، خواهش می کنم!"

منبع: Harry Potter and the Half-Blood Prince

All right, we'll put a pin in it.

باشه، یک مهره در آن قرار می دهیم.

منبع: Rick and Morty Season 3 (Bilingual)

They're bigger and they always have three pins.

آنها بزرگتر هستند و همیشه سه مهره دارند.

منبع: Grandpa and Grandma's grammar class

There are hundreds of little red pins stuck in it.

صدها مهره کوچک قرمز در آن وجود دارد.

منبع: New Standard High School English Compulsory Volume 4 by Foreign Language Teaching and Research Press

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید