recipe

[ایالات متحده]/ˈresəpi/
[بریتانیا]/ˈresəpi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. روش پخت و پز; روش تهیه یک غذای خاص; راز; ترفند.

عبارات و ترکیب‌ها

secret recipe

دستور پنهان

recipe for disaster

دستورالعمل برای فاجعه

formulating of recipe

تهیه دستور غذا

recipe book

کتاب دستور غذا

جملات نمونه

a recipe for success.

یک دستورالعمل برای موفقیت

a recipe for leek soup

یک دستور العمل برای سوپ پیازچه

a recipe for living long

یک دستورالعمل برای زندگی طولانی.

This recipe seems to work.

به نظر می رسد این دستورالعمل جواب می دهد.

halved the recipe to serve two.

دستور العمل را برای دو نفر نصف کردم.

the recipe serves four people.

این دستورالعمل برای چهار نفر مناسب است.

The recipe uses a jarful of jam.

این دستورالعمل از یک شیشه مربا استفاده می کند.

an index card; a recipe card.

کارت نمایه؛ کارت دستور غذا

followed the recipe; follow a diet.

دستورالعمل را دنبال کرد؛ یک رژیم غذایی را دنبال کنید.

sky-high interest rates are a recipe for disaster.

نرخ بهره سر به آسمان کشیده شده یک دستورالعمل برای فاجعه است.

I try out new recipes on my daughter.

من دستور العمل های جدید را روی دخترم امتحان می کنم.

What’s her recipe for success?

دستورالعمل او برای موفقیت چیست؟

Objective to determinate recipe and producion craft of Armillarisin A Injection.

هدف تعیین دستور العمل و هنر تولید آمپول آرمیلاریسین A.

Looking for a pork chop recipe for busy weeknights?

به دنبال دستور پخت کتلت گوشت برای شب های هفته شلوغ هستید؟

In the recipe, it says that I must use two eggs.

در دستورالعمل آمده است که من باید از دو تخم مرغ استفاده کنم.

This, I think, is the proper recipe for remaining young.

به نظر من، این دستورالعمل مناسب برای جوان ماندن است.

I’ve got a good recipe for fudge.

من یک دستور العمل خوب برای شکلات دارم.

the recipe book has little asides about the importance of home and family.

کتاب دستور العمل نکات کوچکی در مورد اهمیت خانه و خانواده دارد.

If you ask me, that idea sounds like a recipe for disaster.

اگر از من بپرسید، به نظر می رسد آن ایده یک دستورالعمل برای فاجعه است.

The recipe for making the liqueur has been handed down from generation to generation.

دستور تهیه این نوشیدنی الکلی از نسلی به نسل دیگر منتقل شده است.

نمونه‌های واقعی

So, what's your number one recipe then?

پس، دستور العمل شماره یک شما چیست؟

منبع: Emma's delicious English

They had time to try those recipes.

آنها زمان داشتند آن دستور العمل ها را امتحان کنند.

منبع: VOA Standard English (Video Version) - 2021 Collection

You could follow a recipe in English.

شما می توانید یک دستور العمل را به زبان انگلیسی دنبال کنید.

منبع: Learn techniques from Lucy.

DNA has a recipe for synthesizing proteins.

DNA دستور العملی برای سنتز پروتئین ها دارد.

منبع: Daily Life Medical Science Popularization

Good thing is, I know the recipe.

خوشبختانه، من دستور العمل را می دانم.

منبع: The Martian Original Soundtrack

STEP 6 Check online for more ramen recipes. The possibilities are endless.

مرحله 6: به دنبال دستور العمل های بیشتر رامن به صورت آنلاین بگردید. امکانات بی پایان است.

منبع: Healthy little secrets

Write a recipe for an Indian restaurant meal.

یک دستور العمل برای یک وعده غذایی رستوران هندی بنویسید.

منبع: Connection Magazine

These foods aren't a magic recipe though.

با این حال، این غذاها یک دستور العمل جادویی نیستند.

منبع: BBC English Unlocked

All this might seem a recipe for disaster.

همه اینها ممکن است مانند یک دستور العمل برای فاجعه به نظر برسد.

منبع: The Economist - Comprehensive

It's probably one of my favorite recipes.

احتمالاً یکی از مورد علاقه های من است.

منبع: Celebrity's Daily Meal Plan (Bilingual Selection)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید