loaded with sarcasm
آمیخته با طعنه
her sarcasm went unregarded.
طعنه او نادیده گرفته شد.
His sarcasm hurt her feelings.
طنز او باعث رنجش احساسات او شد.
she didn't like the note of sarcasm in his voice.
او از لحن طعنه آمیز در صدای او خوشش نمی آمد.
We caught a glimpse of the monarch. I caught a hint of sarcasm in your response.
ما نگاهی گذرا به پادشاه داشتیم. من یک اشاره از طعنه در پاسخ شما دیدم.
His book commingles sarcasm and sadness.
کتابش طعنه و غم را با هم مخلوط میکند.
Her sarcasm was evident in her tone.
طنز او در لحن او آشکار بود.
He couldn't resist using sarcasm to make his point.
او نمی توانست در برابر استفاده از طعنه برای بیان نظر خود مقاومت کند.
The sarcasm in his voice was unmistakable.
طعنه در صدای او غیرقابل انکار بود.
She replied with heavy sarcasm.
او با طنز فراوان پاسخ داد.
His sarcasm was lost on her.
طعنه او برای او بی اثر بود.
The sarcasm in his remarks was not appreciated.
طعنه در اظهارات او مورد استقبال قرار نگرفت.
She used sarcasm to mask her true feelings.
او از طعنه برای پنهان کردن احساسات واقعی خود استفاده کرد.
He responded with biting sarcasm.
او با طنز گزنده پاسخ داد.
The sarcasm in her words was cutting.
طعنه در کلمات او گزنده بود.
His sarcasm often gets him into trouble.
طعنه او اغلب او را در دردسر می اندازد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید