silence

[ایالات متحده]/'saɪləns/
[بریتانیا]/'saɪləns/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عدم وجود هیچ صدایی؛ حالت سکوت
vt. کسی یا چیزی را ساکت کردن؛ کسی یا چیزی را از صحبت کردن بازداشتن

عبارات و ترکیب‌ها

in silence

در سکوت

keep silence

سکوت کنید

silence is gold

سکوت طلا است

silence is golden

سکوت طلا است

break the silence

سکوت را بشکنید

dead silence

سکوت مرگبار

conspiracy of silence

توطئه سکوت

radio silence

سکوت رادیویی

جملات نمونه

the silence of midnight

سکوت نیمه‌شب

to silence an opponent

مهار کردن یک حریف

a minute's silence will be observed.

یک دقیقه سکوت رعایت خواهد شد.

enjoin silence on sb.

تحمیل سکوت بر کسی

the silence was broken by an almighty roar.

سکوت توسط غرش سهمگین شکسته شد.

made a sign for silence;

نشانه ای برای سکوت کرد;

there was a cry of ‘Silence!’.

فریادی مبنی بر 'سکوت!' وجود داشت.

the silence and stealth of a hungry cat.

سکوت و پنهان‌کاری یک گربه گرسنه.

maintain a strict silence on sth.

در مورد چیزی سکوت سختگیرانه را حفظ کنید.

Don't take silence for approval.

سکوت را نباید به معنای تایید تلقی کرد.

their shameful silence demonstrates their ineptitude.

سکوت شرم‌آورشان نشان‌دهنده نالایقی آنها است.

a silence that lasted an eternity.

سکوتی که یک عصر طول کشید.

the fraught silence would modulate into conciliatory monosyllables.

سکوت آشفته به تدریج به واژه‌های یک سیلابی و سازشکارانه تبدیل می‌شد.

their silence did not escape my notice.

سکوت آنها از توجه من دور نماند.

sirens pierce the silence of the night.

آژیرها سکوت شب را سوراخ می‌کنند.

she was reduced to silence for a moment.

او برای لحظه‌ای به سکوت کاهش یافت.

politicians keep their silence on the big questions.

سیاستمدان در مورد سوالات بزرگ سکوت می‌کنند.

نمونه‌های واقعی

In my childhood, they taught me silence.

در دوران کودکی، سکوت را به من آموختند.

منبع: TED Talks (Audio Version) April 2015 Collection

Ring! Ring! The phone broke the silence.

زنگ! زنگ! تلفن سکوت را شکست.

منبع: Crazy Element City

Don't let that awkwardness fill the silence.

نگذارید آن ناراحتی سکوت را پر کند.

منبع: Stanford Open Course: How to Communicate Effectively

We realise the importance of our voice when we are silenced.

ما اهمیت صدای خود را درک می‌کنیم زمانی که ساکت شویم.

منبع: United Nations Youth Speech

For a few moments, there was complete silence.

برای چند لحظه، سکوت کامل بود.

منبع: VOA Special December 2018 Collection

There is a silence then a shot is heard.

سکوتی وجود دارد سپس صدای شلیک شنیده می‌شود.

منبع: Asap SCIENCE Selection

Others see her as an agitator, who should be silenced.

دیگران او را به عنوان یک تحریک‌کننده می‌بینند که باید ساکت شود.

منبع: CNN 10 Student English March 2018 Collection

A low rumbling sound had broken the silence around them.

صدای خش خش کم‌ارتفاعی سکوت اطراف آنها را شکست.

منبع: All-Star Read "Harry Potter" Collection

As you can imagine, what followed was an awkward silence.

همانطور که تصور می‌کنید، آنچه دنبال آن آمد سکوت ناخوشایندی بود.

منبع: TED Talks (Video Version) Bilingual Selection

Some participants did the exercises in silence.

برخی از شرکت‌کنندگان تمرینات را در سکوت انجام دادند.

منبع: Science in 60 Seconds Listening Compilation March 2015

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید