calm

[ایالات متحده]/kɑːm/
[بریتانیا]/kɑːm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. صلح‌آمیز، آرام
vt. صلح‌آمیز کردن
vi. صلح‌آمیز شدن
n. صلح و آرامش

عبارات و ترکیب‌ها

Keep calm

آرام بمانید

calm down

آرام شوید

stay calm

آرام بمان

remain calm

آرام بمانید

calm sea

دریای آرام

جملات نمونه

the calm surface of the lake.

سطح آرام دریاچه

calm acceptance of the inevitable.

پذیرش آرام و خونسردانه از اجتناب ناپذیر.

The sea was calm and still.

دریا آرام و ساکن بود.

in the centre of the storm calm prevailed.

در مرکز طوفان، آرامش حکمفرما بود.

she was calm and unafraid.

او آرام و بی باک بود.

The moonlight shone on the calm sea.

نور ماهتاب روی دریاچه آرام می‌تابید.

Now calm yourself, please.

حالا لطفاً آرام شوید.

his voice was calm and authoritative.

صدای او آرام و با اقتدار بود.

keep calm , she told herself.

آرام باشید، به خودش گفت.

outwardly they are cool, calm, and collected.

آنها از بیرون خونسرد، آرام و متمرکز به نظر می‌رسند.

faced the grave with calm resignation.

با تسلیم آرام با مرگ روبرو شد.

an oasis of calm in the centre of the city.

جزیره ای آرام در مرکز شهر.

Keep calm, whatever happens.

آرام باشید، مهم نیست چه اتفاقی می‌افتد.

becalm (To make calm or still;soothe.

بی‌حرکت کردن (آرام کردن یا ثابت کردن؛ تسکین دادن)

deceptive calm; a delusory pleasure.

آرامش فریبنده؛ لذتی فریبنده.

The sea was calm after the storm.

بعد از طوفان دریا آرام بود.

It was difficult to calm down the football fans.

آرام کردن هواداران فوتبال دشوار بود.

The President was calm throughout the global crisis.

رئیس جمهور در طول بحران جهانی آرام بود.

نمونه‌های واقعی

Just calm down. - I can't calm down.

لطفاً کمی آرام شوید. - من نمی‌توانم آرام شوم.

منبع: Modern Family - Season 04

The pulse rate becomes calm and steady.

ضربان قلب آرام و ثابت می‌شود.

منبع: Love resides in my heart.

This morning, things appear to have calmed.

امروز صبح، به نظر می‌رسد که اوضاع آرام شده است.

منبع: NPR News Summary May 2018 Collection

Mary's fear decreased as she calmed down.

با آرام شدن مری، ترس او کاهش یافت.

منبع: Lai Shixiong Advanced English Vocabulary 3500

And coverage has pretty much calmed down since then.

و از آن زمان پوشش به طور کلی آرام شده است.

منبع: NPR News Compilation November 2017

So it certainly hasn't calmed down all fears.

بنابراین مطمئناً همه ترس‌ها را از بین نبرده است.

منبع: Financial Times

Remember to keep the patient as calm as possible.

به یاد داشته باشید که تا حد امکان بیمار را آرام نگه دارید.

منبع: Practical First Aid Class

Now we must all try and keep very calm.

حالا همه ما باید سعی کنیم خیلی آرام بمانیم.

منبع: Charlie and the Chocolate Factory

He maketh the storm a calm, so that the waves thereof are still.

او طوفان را به آرامش تبدیل می‌کند، به طوری که امواج آن ساکن می‌شوند.

منبع: American Original Language Arts Volume 5

And if you stay calm, the bees will be calm.

و اگر آرام بمانید، زنبورها آرام خواهند بود.

منبع: VOA Let's Learn English (Level 2)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید