the law absolves him of any wrongdoing.
قانون او را از هرگونه اشتباه مبرا میکند.
her confession absolved her from further punishment.
اعتراف او او را از مجازات بیشتر مبرا کرد.
the priest's words absolved the sinner of his guilt.
سخنان کشیش گناهکار را از گناهش مبرا کرد.
he felt absolved from responsibility after confessing his mistake.
او پس از اعتراف به اشتباهش احساس کرد که از مسئولیت مبرا شده است.
the team's victory absolved the coach from criticism.
پیروزی تیم مربی را از انتقاد مبرا کرد.
he was absolved of his duties after resigning from his position.
او پس از استعفا از سمت خود از وظایف خود مبرا شد.
the treaty absolved both countries from future conflict.
این پیمان هر دو کشور را از درگیریهای آینده مبرا کرد.
only a confession could absolve him of suspicion.
فقط اعتراف میتوانست او را از شک مبرا کند.
the evidence absolved the suspect from any involvement in the crime.
شواهد مظنون را از هرگونه دخالت در جرم مبرا کرد.
she felt absolved of her guilt after donating to charity.
او پس از اهدای به خیریه احساس کرد که از گناهش مبرا شده است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید