charges

[ایالات متحده]/tʃɑːdʒɪz/
[بریتانیا]/tʃɑːrdʒɪz/

ترجمه

v.third person singular of charge: مطالبه پرداخت یا متهم کردن به صورت رسمی
n. کارمزدها یا پرداخت‌های مورد نیاز برای خدمات یا کالا

عبارات و ترکیب‌ها

charges apply

اعمال هزینه‌ها

file charges

ثبت شکایت

reduced charges

کاهش هزینه‌ها

charges dropped

لغو اتهامات

charges against

اتهامات علیه

pressing charges

تعقیب اتهامات

credit charges

هزینه اعتبار

avoid charges

اجتناب از هزینه‌ها

future charges

هزینه‌های آینده

criminal charges

اتهامات کیفری

جملات نمونه

the store charges a restocking fee for returned items.

مغازه در ازای بازگرداندن کالاها هزینه بازسازی دریافت می کند.

he faces multiple charges related to fraud and theft.

او متهم به چندین اتهام مربوط به کلاهبرداری و سرقت است.

the battery charges quickly with this new adapter.

باتری با این آداپتور جدید به سرعت شارژ می شود.

the company charges a monthly subscription fee.

شرکت هزینه اشتراک ماهانه دریافت می کند.

the lawyer reviewed the charges against his client.

وکیل اتهامات علیه موکل خود را بررسی کرد.

the electric car charges at a public charging station.

خودروی برقی در ایستگاه شارژ عمومی شارژ می شود.

the bill charges you for the services provided.

قبض شما را به ازای خدمات ارائه شده شارژ می کند.

the police dropped the charges against the suspect.

پلیس اتهامات علیه مظنون را پس گرفت.

what are the charges for this hotel room per night?

هزینه این اتاق هتل در هر شب چقدر است؟

the phone charges wirelessly on the charging pad.

تلفن به صورت بی سیم روی پد شارژ شارژ می شود.

the judge announced the charges to the jury.

قاضی اتهامات را برای هیئت منصفه اعلام کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید