pardons

[ایالات متحده]/ˈpɑːdnz/
[بریتانیا]/ˈpɑrdənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. بخشش یا رهایی می‌دهد

عبارات و ترکیب‌ها

granted pardons

مرخصی‌های اعطا شده

presidential pardons

مرخصی‌های ریاست جمهوری

full pardons

مرخصی‌های کامل

conditional pardons

مرخصی‌های مشروط

legal pardons

مرخصی‌های قانونی

state pardons

مرخصی‌های ایالتی

executive pardons

مرخصی‌های اجرایی

posthumous pardons

مرخصی‌های پس از مرگ

special pardons

مرخصی‌های ویژه

unconditional pardons

مرخصی‌های بدون قید و شرط

جملات نمونه

he asked for pardons from those he had wronged.

او طلب بخشش از کسانی کرد که به آنها آسیب رسانده بود.

the governor granted pardons to several inmates.

والی چندین زندانی را مورد بخشش قرار داد.

she sought pardons for her past mistakes.

او به دنبال بخشش برای اشتباهات گذشته خود بود.

pardons can help restore a person's reputation.

بخشش می‌تواند به بازگرداندن شهرت یک فرد کمک کند.

many citizens support the idea of pardons for non-violent offenders.

بسیاری از شهروندان از ایده بخشش برای مجرمان غیرخشونت‌آمیز حمایت می‌کنند.

the president has the authority to issue pardons.

رئیس جمهور این حق را دارد که حکم بخشش صادر کند.

they believe that pardons can promote rehabilitation.

آنها معتقدند که بخشش می‌تواند توانایی بازگشت به زندگی عادی را ترویج کند.

legal experts debated the implications of widespread pardons.

متخصصان حقوقی پیامدهای بخشش گسترده را مورد بحث قرار دادند.

he received pardons after serving his sentence.

او پس از تحمل حبس خود مورد بخشش قرار گرفت.

pardons are often viewed as a second chance.

بخشش اغلب به عنوان یک فرصت دوباره دیده می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید