granted pardons
مرخصیهای اعطا شده
presidential pardons
مرخصیهای ریاست جمهوری
full pardons
مرخصیهای کامل
conditional pardons
مرخصیهای مشروط
legal pardons
مرخصیهای قانونی
state pardons
مرخصیهای ایالتی
executive pardons
مرخصیهای اجرایی
posthumous pardons
مرخصیهای پس از مرگ
special pardons
مرخصیهای ویژه
unconditional pardons
مرخصیهای بدون قید و شرط
he asked for pardons from those he had wronged.
او طلب بخشش از کسانی کرد که به آنها آسیب رسانده بود.
the governor granted pardons to several inmates.
والی چندین زندانی را مورد بخشش قرار داد.
she sought pardons for her past mistakes.
او به دنبال بخشش برای اشتباهات گذشته خود بود.
pardons can help restore a person's reputation.
بخشش میتواند به بازگرداندن شهرت یک فرد کمک کند.
many citizens support the idea of pardons for non-violent offenders.
بسیاری از شهروندان از ایده بخشش برای مجرمان غیرخشونتآمیز حمایت میکنند.
the president has the authority to issue pardons.
رئیس جمهور این حق را دارد که حکم بخشش صادر کند.
they believe that pardons can promote rehabilitation.
آنها معتقدند که بخشش میتواند توانایی بازگشت به زندگی عادی را ترویج کند.
legal experts debated the implications of widespread pardons.
متخصصان حقوقی پیامدهای بخشش گسترده را مورد بحث قرار دادند.
he received pardons after serving his sentence.
او پس از تحمل حبس خود مورد بخشش قرار گرفت.
pardons are often viewed as a second chance.
بخشش اغلب به عنوان یک فرصت دوباره دیده میشود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید