clears up
برطرف میکند
clears out
پاک میکند
clears away
پاک میکند
clears the way
مسیر را باز میکند
clears the air
فضای هوا را تصفیه میکند
clears the mind
ذهن را پاک میکند
clears the path
مسیر را باز میکند
clears the table
میز را مرتب میکند
clears the doubts
ابهامات را برطرف میکند
clears the clutter
هرج و مرج را پاک میکند
the sun clears the fog in the morning.
خورشید صبح زود مه را از بین میبرد.
he clears his mind before making decisions.
او قبل از تصمیمگیری ذهن خود را مرتب میکند.
the teacher clears up any confusion.
معلم هرگونه سردرگمی را برطرف میکند.
she clears the table after dinner.
او بعد از شام میز را جمع میکند.
the storm finally clears, revealing a rainbow.
طوفان سرانجام فروکش میکند و یک رنگین کمان را آشکار میکند.
he clears his throat before speaking.
او قبل از صحبت کردن گلویش را پاک میکند.
they clear the path for the parade.
آنها مسیر را برای رژه باز میکنند.
she clears her schedule for the meeting.
او برنامه خود را برای جلسه آزاد میکند.
the software clears unnecessary files automatically.
نرمافزار بهطور خودکار فایلهای غیرضروری را پاک میکند.
the doctor clears the patient for surgery.
پزشک بیمار را برای جراحی تأیید میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید