clears

[ایالات متحده]/klɪəz/
[بریتانیا]/klɪrz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. روشن می‌شود (فعل سوم شخص مفرد clear); درک می‌کند; ترک می‌کند; یادداشت‌ها را از طریق یک clearing house مبادله می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

clears up

برطرف می‌کند

clears out

پاک می‌کند

clears away

پاک می‌کند

clears the way

مسیر را باز می‌کند

clears the air

فضای هوا را تصفیه می‌کند

clears the mind

ذهن را پاک می‌کند

clears the path

مسیر را باز می‌کند

clears the table

میز را مرتب می‌کند

clears the doubts

ابهامات را برطرف می‌کند

clears the clutter

هرج و مرج را پاک می‌کند

جملات نمونه

the sun clears the fog in the morning.

خورشید صبح زود مه را از بین می‌برد.

he clears his mind before making decisions.

او قبل از تصمیم‌گیری ذهن خود را مرتب می‌کند.

the teacher clears up any confusion.

معلم هرگونه سردرگمی را برطرف می‌کند.

she clears the table after dinner.

او بعد از شام میز را جمع می‌کند.

the storm finally clears, revealing a rainbow.

طوفان سرانجام فروکش می‌کند و یک رنگین کمان را آشکار می‌کند.

he clears his throat before speaking.

او قبل از صحبت کردن گلویش را پاک می‌کند.

they clear the path for the parade.

آنها مسیر را برای رژه باز می‌کنند.

she clears her schedule for the meeting.

او برنامه خود را برای جلسه آزاد می‌کند.

the software clears unnecessary files automatically.

نرم‌افزار به‌طور خودکار فایل‌های غیرضروری را پاک می‌کند.

the doctor clears the patient for surgery.

پزشک بیمار را برای جراحی تأیید می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید