adopt

[ایالات متحده]/əˈdɒpt/
[بریتانیا]/əˈdɑːpt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adopt
vt. فرزند شخص دیگری را به خانواده خود بپذیرد و به طور قانونی بزرگ کند؛ انتخاب کند که از (یک رویکرد یا ایده) پیروی کند یا استفاده کند؛ به طور رسمی قبول کند.

عبارات و ترکیب‌ها

adopt a child

فرزندخواندگی

adopt a pet

حیوان خانگی را به فرزندی بپذیرید

adopt various methods

روش‌های مختلف را به کار بگیرید

جملات نمونه

adopt a constitutional amendment

تصویب یک متمم قانون اساسی

adopt it to one's needs

آن را متناسب با نیازهای خود تغییر دهید

adopt a resolution unanimously

تصویب یک قطعنامه به طور یکپارچه

adopt a new technique.

یک تکنیک جدید را اتخاذ کنید.

adopt a new idea.

یک ایده جدید را اتخاذ کنید.

there are many people eager to adopt a baby.

افراد زیادی مشتاق به فرزندی هستند.

adopt sb.'s methods of teaching

روش های آموزش کسی را اتخاذ کنید

They adopted our methods.

آنها روش های ما را اتخاذ کردند.

adopted an air of importance.

ظاهری از اهمیت به خود گرفت.

adopt a new line of English textbooks.

یک خط جدید از کتاب های درسی انگلیسی را اتخاذ کنید.

The motion was adopted / carried.

پیشنهاد تصویب شد / پذیرفته شد.

The meeting adopted a resolution.

جلسه یک قطعنامه را تصویب کرد.

This word is adopted from French.

این واژه از فرانسوی اقتباس شده است.

He was adopted into a respectable family.

او در یک خانواده محترم به فرزندی پذیرفته شد.

He was adopted into the bride's family.

او در خانواده عروس به فرزندی پذیرفته شد.

We will adopt their suggestions in mass.

ما پیشنهادات آنها را به صورت گسترده اتخاذ خواهیم کرد.

This country adopts a liberal foreign policy.

این کشور یک سیاست خارجی لیبرال را اتخاذ می کند.

The conference adopted a motion.

کنفرانس یک پیشنهاد را تصویب کرد.

نمونه‌های واقعی

C) Adopting scientifically grounded approaches to teaching reading.

ج) اتخاذ رویکردهای مبتنی بر شواهد علمی برای آموزش خواندن.

منبع: Past exam papers for the English CET-6 reading section.

“How old were you when you were adopted? ”

چه سنی بودید وقتی به فرزندی پذیرفته شدید؟

منبع: Fifty Shades of Grey (Audiobook Excerpt)

It really sounds like you adopted me!

واقعاً به نظر می‌رسد که شما مرا به فرزندی پذیرفتید!

منبع: Listening Digest

Don't be so suicidal. We can always adopt.

اینقدر خودکشی نکنید. ما همیشه می‌توانیم به فرزندی بپذیریم.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 2

Well, a fan has asked me to legitimately adopt them.

خب، یک طرفدار از من خواسته است که به طور قانونی او را به فرزندی بپذیرم.

منبع: 73 Quick Questions and Answers with Celebrities (Bilingual Selection)

Some people prefer to adopt infants, others adopt older children.

برخی افراد ترجیح می‌دهند نوزادان را به فرزندی بپذیرند، در حالی که برخی دیگر کودکان بزرگتر را به فرزندی می‌پذیرند.

منبع: Past English CET-4 Listening Test Questions (with translations)

Hennessee says other cities will likely adopt similar rules.

Hennessee می‌گوید شهرهای دیگر به احتمال زیاد قوانین مشابهی را اتخاذ خواهند کرد.

منبع: VOA Standard English_Americas

Look, you know we just adopted a little girl.

ببینید، می‌دانید که ما همین چند وقت پیش یک دختر کوچولو را به فرزندی پذیرفتیم.

منبع: Desperate Housewives Season 7

You never let me forget that I'm adopted.

شما هرگز اجازه نمی‌دهید فراموش کنم که من به فرزندی پذیرفته شده‌ام.

منبع: Super Girl Season 2 S02

A few years ago, my partner and I adopted Greenwich.

چند سال پیش، من و همسرم گرینویچ را به فرزندی پذیرفتیم.

منبع: TED Talks (Video Version) Bilingual Selection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید